رهبران، سیاست و سیاست رسانه‌ ای: بنیامین نتانیاهو در مطبوعات روسی (بخش اول)

جدیدترین ها

فاتح تهران

«تهران» عنوان سریالی است که فصل نخست آن به تازگی از شبکه اسرئیلی «کن»،...

امنیت سایبری (17)

گزارش مجمع ایرانی دفاع از حقیقت در موضوع "امنیت سایبری"

بررسی تفکر نظامی چینی در مورد دستکاری رسانه‌های اجتماعی...

انتشار: چاینا بریف، جلد: 21، شماره: 7نویسنده: ناتان بوچمپ مستفاگا، جسیکا درون12 آوریل 2021،...

ویروس صهیونیستی Pegasus بلای جان جریان آزاد اطلاعات

در 15 می 2017، خاویر والدز، روزنامه‌نگار هنگام خروج از دفترش به ضرب گلوله...

جستاری بر تاثیر رسانه‌ ای به نام موسیقی بر...

امروزه، رسانه‌ها در فرایند تعریف هویت و بازتولید آن برای جوانان از اهمیت جدی...

نظریه کاستلز و رسانه

مقدمه «فیلیپ هووارد» استادیار رشته‌ی علوم ارتباطات در دانشگاه واشنگتن است. هووارد مقالات متعددی در...

نگاشت های محبوب

نویسندگان: دیمیتری استروفسکی و رون شلیفر
Israel Affairs Journal
انتشار آنلاین: 25 اکتبر 2021
مترجم: سبحان سیّاران


چکیده

 رسانه‌های روسیه به کرات درباره بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر سابق اسرائیل (۱۹۹۹-۱۹۹۶, ۲۰۰۹-۲۰۲۱) و تحلیل نقش او در امور خاورمیانه، به ویژه با توجه به روابط فلسطین و اسرائیل، جنگ داخلی سوریه و برنامه هسته‌ای ایران نوشته اند. بررسی تصویر نتانیاهو در مطبوعات روسیه نه تنها برای درک اولویت‌های سیاسی رسانه‌های روسی در قرن 21 مهم است، بلکه برای بررسی نقش مسکو در سیاست بین‌المللی با توجه به علاقه شدید آن به خاورمیانه ضرورت دارد.

سیاست یک کشور توسط تعدادی از عوامل تعیین می‎شود که یکی از آن ها رهبران هستند. رسانه‌ها اخبار مربوط به فعالیت‌های رهبران را فراهم می‌کنند، روند فکری و رفتاری آن‌ها را آشکار می‌کنند و در نتیجه تصویری از این سیاستمداران در ذهن مخاطب هدف تشکیل می‌دهند. [1] شهرت سیاستمداران در رسانه‌ها بر تصمیمات تاکتیکی و استراتژیک آن‌ها و همچنین توانایی رسیدگی به منافع مردم تاثیر می‌گذارد [2].

اعتبار رسانه ها بر پایه دانش و احساس است [3] و لزوما با زندگی واقعی همخوانی ندارد، زیرا رسانه‌ها این واقعیت را پذیرفته‌اند که فعالیت آن ها بستگی زیادی به منافع ایدئولوژیکی، سیاسی و اقتصادی و همچنین فرهنگ خبرنگاری دارد.[4] این شرایط کاملا ً بر پوشش خبری بنیامین نتانیاهو، که تقریبا ً به مدت سه دهه در سیاست اسرائیل نقش کلیدی داشته‌است انطباق دارد .

نتانیاهو می‌تواند یک شخصیت کهنه کار در عرصه سیاست جهانی در نظر گرفته شود، دوره تصدی نخست‌وزیری اش که در سال ۱۹۹۶ آغاز شد و دوره دوم برای دوازده سال (۲۰۰۹-۲۰۲۱ ) او را به طولانی‌ترین مدت ریاست در تاریخ اسرائیل تبدیل کرده‌است. شخصیت سیاسی نتانیاهو به قدری برجسته بود که باعث شد رسانه‌های متمایل به جریان چپ در اسرائیل و همچنین ائتلافی از سیاستمداران تنها راه شکست او را در صندوق های رای ببینند ( حزب نتانیاهو علی‌رغم اینکه ۳۰ کرسی از ۱۲۰ کرسی کنست(تقریباً دو برابر بزرگ‌ترین حزب)در انتخابات ماه مارس سال  ۲۰۲۱ را کسب کرد سرانجام مجبور به کناره گیری شد.)

نتانیاهو از تشکیل دولت جدید باز ماند و مجبور شد گروهی از احزاب کوچک را نظاره‎گر باشد که بر اساس مخالفت با وی، ائتلافی رنگارنگ متشکل از شش‌ گروه را تشکیل داده‎اند که در حیات خود به یک حزب اسلام گرای اسلامی(رعم) وابسته است.

برجستگی نتانیاهو به مرزهای اسرائیل محدود نشد. در سطح بین‌المللی، نتانیاهو به یکی از بهترین سیاستمداران شناخته‌شده جهان تبدیل شده‌است که اسرائیل را با امضای چهار توافقنامه صلح با کشورهای عربی در طول چند ماه در سال ۲۰۲0 مطرح کرد و از طرفی دارای ارتباط با یک طیف گسترده از رهبران جهان است، از دونالد ترامپ گرفته تا نارندرا مودی (نخست‌وزیر فعلی هند) و رئیس جمهور پوتین. به گفته آقای دیمیتری پسکوف، دبیر مطبوعاتی رئیس جمهور پوتین، دو رهبر طی جلسات بسیاری صمیمانه یک رابطه قابل‌اعتماد ایجاد کرده‌اند که در طی جلسه، آن‌ها نه تنها سخنانشان را گوش می‌دادند بلکه (قلبا) یکدیگر را می‌شنیدند.  [5]شخص رییس جمهور پوتین استدلال کرده‌است که رابطه بین روسیه و اسرائیل هرگز این‌چنین مثبت نبوده و منحصراً برساخته گفتگوهای موثر بین ایشان و نتانیاهو می‌باشد. [6]

این اعتماد اسرائیل و روسیه را قادر ساخت تا از رویارویی مستقیم بر روی بسیاری از دیدگاه‌های کاملا ً متفاوت خود در مورد موضوعات مهم منطقه‌ای، از جنگ داخلی فلسطین اسرائیل، تا جنگ داخلی سوریه که در آن  نیروهای روس حضور دارند، چشم بپوشند.

در ادامه این مقاله در تلاش است با بررسی تصویر نتانیاهو در مطبوعات روسیه به درک ذهنیت این کشور از رهبر سابق اسرائیل و همچنین اثر این تصویر در ساخت سیاست‌های روسیه ‌بپردازد.

حوزه اصلی مورد بحث در این مقاله، تمرکز بر سه روزنامه کثیرالانتشار روسی است که مخاطبین آن عمدتا افراد تحصیل‌کرده و نسبتا ً متمول هستند. این روزنامه ها تمرکز قابل‌ توجهی به مسائل بین‌المللی و به ویژه تحولات سیاسی در خاورمیانه دارند :

  • کامرسانت (Kommersant)، که به عنوان یک روزنامه خصوصی در سال ۱۹۸۹ تاسیس شد، در مرتبه نخست قرار دارد. این روزنامه با هدف انتشار در بین اقشار عمومی با تیراژ روزانه ۱۲۵۰۰۰ نسخه، عمدتاً بر مسائل سیاسی و اقتصادی تمرکز دارد.
  • راسیسکایا گازیتا (Rossiyskaya Gazeta) )، با چاپ روزانه بیش از ۱۶۰۰۰۰ نسخه، در سال۱۹۹۰ توسط دولت روسیه تاسیس گردید. عناوین اصلی این روزنامه شامل تاکید بر موضع رسمی فدراسیون روسیه در مواجهه با رویدادهای بین المللی می‌باشد.
  • نزاویسیمایا گازیتا (Nezavisimaya Gazeta)، یک نشریه خصوصی با تیراژ ۴۰۰۰۰ نسخه در روز است که در سال ۱۹۹۰ تاسیس گردید.

پرواضح است که این نشریات دیدگاه همه جانبه‌ای از مواضع رسانه‌های روسیه را  به نمایش نمی گذارند، چرا که بسیاری از درگاه‌های خبری به

صورت آنلاین در سراسر روسیه فعالیت دارند. با این حال به‌دلیل گسترش نامتوازن اینترنت در این کشور، رسانه‌های سنتی همچنان بیشترین وزن را در بین اکثریت روس‌ها دارند، به‌ویژه در مناطقی که 50 کیلومتر یا بیشتر از کلان‌شهرها فاصله دارند.[7]

بنابراین، مطبوعات چاپی به ویژه نشریات فوق الذکر که به راحتی قابل دسترسی هستند ، آبشخور اصلی فضای سیاسی عمومی در روسیه به شمار می‌آیند.

این مقاله به طور مشخص بر نحوه نمایش تصویر این روزنامه‌ها از نتانیاهو از ژانویه ۲۰۱۵ تا ژانویه ۲۰۲۰ تمرکز دارد. در طی این دوره، ۴۱۶ مقاله حاوی نام او منتشر شد که به نظر مقدار مناسبی برای درک این موضوع است که چگونه رسانه‌های روسیه به رغم پیچیدگی های مختلف، نخست‌وزیر اسرائیل را شناخته اند.

رسانه های روسی: تحت نفوذ دولت

رسانه‌های نوین در هر کشور متاثر از پیشینه تاریخی است که روند فعلی نشر اخبار و اطلاعات را قابل‌پیش‌بینی می‌سازد.[8] در طول قرن‌های پیاپی، حضور سلطنت به عنوان یک بازیگر غالب سیاسی در روسیه، صورتی متمرکز از قدرت را به وجود آورد، از این رو تشکیل ذهنیت خان سالار و تصور از پادشاه به عنوان وارث خداوند در اذهان مردم روسیه شکل گرفت.[9]

 این پیش فرض‎ها در نهایت مدلی از هویت را شکل دادند که جوانه دموکراسی را مطیع خویش کرد. امپراطور و بعدا ًدبیرکل حزب کمونیست نقشی منحصر به فرد در این روند قدرت ایفا کردند که به یک سنت سیاسی غالب در روسیه تبدیل شده‌است.

بلشویک‌ها سلطه خود را با تعریف همه نهادهای اجتماعی ذیل ایدئولوژی خود گسترش دادند و در نتیجه حقوق فردی به شدت توسط رویکرد طبقاتی تضعیف گردید. رویکرد تمامیت‎خواه به تدریج به حکومت استبدادی تبدیل شد که اشراف کامل بر آگاهی جمعی داشت.[10] طبیعتا رسانه‌ها بخش جدایی‌ناپذیر این فرآیند بوده‌اند. پس از مدت‌ها، بلشویک‌ها سیستم مطبوعات حزب را تثبیت کردند. در زمان شوروی سران حزب کمونیست، از طریق اطلاعات انبوه، ایدئولوژی خود را ترویج می‎کردند که حاصل آن یک مذهب دولتی با عقاید تعصب‎آمیز، کتب و افراد مقدس مخصوص به خود شد.[11]

در نتیجه، رسانه تبدیل به تصویر غیرقابل انکاری از محیط سیاسی گردید که با تبعیت اجتناب‌ناپذیر از رژیم مستبد با محدودیت‌های شدیدی مواجه شد؛ با این حال به سبب فضای روانی حاصل از تبلیغات، مردم شوروی گمان می‌کردند که در دنیایی آزاد زندگی می‌کنند. آن‌ها به انحصار هویتی خود اعتقاد داشتند، چرا که رسانه‌ها به طور مداوم در مورد توسعه دموکراسی و انسانیت در دولت سوسیالیستی مطلب منتشر می‌کردند .

در فضای آن روزهای شوروی، هر گزارش رسانه‎ای صرفا حاوی محتوایی بود که تطابق کامل با دستورهای سیاسی داشت. مطبوعات زیرزمینی ممنوعه نیز در نادیده گرفتن رژیم سیاسی‎ اتحاد جماهیر شوروی عاجز بودند. خبرگزاری های مخالف نمی‌توانستند با رسانه‌های مجاز رقابت کنند، چرا که رسانه های رسمی انحصار نشریات چاپی و رادیو و تلویزیون را در اختیار داشتند.

وابستگی روزنامه‎نگاران به دولت آن‌ها را وادار به محدود شدن در پیگیری مسائل روتین دولت کرد. تحت این شرایط، یافتن یک گزارشگر که آشکارا سیستم سیاسی موجود را به چالش بکشد، دشوار بود. با تغییر شرایط در نیمه دوم دهه ۱۹۸۰ ، روزنامه نگاران مجاز به مخالفت رسمی با تصمیمات دولتی بودند، اما همچنان اطاعت رسانه از کمیته‌های حزب کمونیست پابرجا ماند.

روابط ریشه‎ای و دیرینه میان دولت و رسانه‌ها عمدتاً روندهای سیاسی اطلاعات جمعی را در دوران پساشوروی از پیش تعیین کرده است. اگرچه رد ایدئولوژی کمونیسم منجر به تغییرات رسمی شده بود، اما سلسله‌مراتب سنتی پابرجا ماند و وابستگی رسانه‌ها به مقامات روسیه مشابه آنچه قبلا ً وجود داشت، ادامه پیدا کرد.[12] در طی ریاست‌جمهوری ولادیمیر پوتین، رسانه‌ها تبعیت آشکار روزنامه‎نگاران از دولت روسیه را به نمایش گذاشتند.[13]

همانند گذشته، امروزه حمایت قانونی خاصی از روزنامه‎نگاران و رسانه‌ها وجود ندارد. بر همین اساس سازمان‌های رسانه‌ای بین‌المللی، رسانه‌های روسیه را تحت فشار قرار داده‌اند: در سال ۲۰۱۸، گزارشگران بدون‌مرز، روسیه را در یکی از آخرین رتبه های آزادی مطبوعات در سطح جهان قرار دادند.[14] در نتیجه، اشکال مختلف مالکیت رسانه‌ای که در سال‌های پس از شوروی ایجاد شد، تبعیت مشابهی از مقامات را نشان می‌دهد. اکثر منابع رسانه‌ای توسط ادارات دولتی کنترل می‌شوند و آن‌هایی که بطور رسمی خصوصی شده‌اند نیز بطور منظم دستورالعمل‌هایی را از مقامات در مورد آنچه که باید گزارش دهند دریافت می‌کنند.

امروزه، اثری از روزنامه‌نگاری مستقل در روسیه مشاهده نمی‌شود در حالی که رویکرد حزب‎گرایی در بین رسانه‎ها افزایش یافته است. این موضوع در پوشش تمام وقایع مهم سیاسی روزانه، از جمله درگیری‌های مسلحانه که در آن روسیه در چچن، گرجستان، اوکراین و سوریه شرکت داشته‌است، مشهود است.[15] در حال حاضر، رسانه‌ها نمایشی از رویکردی خلاقانه در تشریح واقعیت تنش‎های در حال افزایش بین روسیه و بقیه جهان را ارائه می دهند و دقیقا به همین جهت پوشش شخصیت بنیامین نتانیاهو نمونه خوبی خواهد بود.

تصویر نتانیاهو در رسانه های مکتوب روسیه

تقریبا هیچ رهبر خارجی، به استثنای باراک اوباما و دونالد ترامپ نتوانسته است مثل نتانیاهو توجه مطبوعات روسیه را در طول پنج سال گذشته به خود جلب کند. یکی از مهم‌ترین دلایل این امر به اهمیت ویژه‌ای که روسیه برای خاورمیانه قائل است، برمی‌گردد. در یک نگاه کلی به نحوه ارائه تصویر نتانیاهو اینطور برداشت می‌شود که مطبوعات، نتانیاهو را به عنوان یک شخصیت برجسته در سیاست جهانی شناسایی می‌کنند و عکس‌های او اغلب در اخبار مربوط به خاورمیانه نمایش داده می‌شوند و محتوای عمومی رسانه نیز دلالت بر درک مثبتی از نتانیاهو دارد. به عنوان مثال توجه ویژه‌ او به قابلیت‌های دفاعی کشورش مورد تاکید واقع شد و به همین جهت نتانیاهو لقب آقای امنیت برای تلاش‌های خود دریافت کرده‌است .[16]

او همه تهدیدهای بالقوه برای اسرائیل را زیر نظر داشت، نسبت به هر کدام سریعا ً واکنش نشان داد و حتی سفرهای کاری خود و مذاکرات را در صورت لزوم لغو کرد.[17] این گزاره‎ها توسط رسانه‌های روسیه به عنوان یک ویژگی اصلی از رهبری نتانیاهو در اسرائیل به تصویر کشیده شد.

 همزمان، رسانه‌های روسی با فراغ بال سخنان نخست‌وزیر اسرائیل در مورد مبارزه با تروریسم را منتشر کردند. برای مثال نزاویسیمایا گازیتا به نقل از نتانیاهو نوشت: هر کسی که فکر می‌کند می‌تواند گریزی از بازوان نیرومند ما داشته باشد، سخت در اشتباه است.[18]

این مطبوعات بر موفقیت‌های نتانیاهو در ایجاد ارتباط بین اسرائیل به عنوان پایگاه یهودیان و کشورهای عربی، مانند بحرین، عمان، عربستان‌سعودی و برخی دیگر، متمرکز بودند. [19]

 در همین زمینه مطبوعات روسی در مورد توسعه روابط دیپلماتیک بین اسرائیل و امارات‌متحده‌عربی گزارش دادند که با مشارکت فعال نتانیاهو در امضای معاهدات صلح در آگوست ۲۰۲۰ همخوانی داشت.[20]

علاوه بر این، رسانه‌ها توجه ویژه‌ای به روابط سودمند روسیه و اسرائیل داشتند و به سخنان نتانیاهو اشاره کردند که همکاری دفاعی بین روسیه و اسرائیل همواره عاملی ثبات امنیتی ایجاد کرده‌است. [21]بعد از آن مطبوعات از رئیس‌جمهور پوتین این‎گونه نقل کردند که با نتانیاهو با احترام، بر مبنای  تقویت چنین ارتباطاتی در جهت شکوفایی آینده آن رفتار کرد. پوتین بر  نقش ویژه رهبر اسرائیل در تداوم یادواره جنگ جهانی دوم و قربانیان اتحاد جماهیر شوروی تاکید کرد. [22] و نتانیاهو خاطر نشان کرد که او هرگز ایفای نقش تاریخی ارتش شوروی در نبرد علیه فاشیسم را فراموش نمی‌کند. [23]

با این حال، هنگامی که رسانه‌های روسیه شروع به بحث درباره مسائلی مانند زمان سرنوشت ملت فلسطین، جنگ داخلی سوریه و برنامه هسته‌ای ایران کردند، نگرش آن‌ها نسبت به نتانیاهو رنگ و بوی انتقادی به خود گرفت. این اطلاعات انعکاسی از مواضع مقامات روسیه در قبال چالش‎های موجود می‎باشد که علنا در تضاد با منافع اسرائیل هستند. در حالی که این روزنامه‌‎ها سعی داشتند از انتشار اظهارات توهین‌آمیز در مورد نتانیاهو اجتناب کنند، اما باز پوشش رسانه‎ای آن‌ها بازتابی تحقیر‎آمیز از وی بود.

پایان قسمت اول

<< مطالعه قسمت دوم مقاله >>

مطالب این نوشتار صرفا دیدگاه نویسنده اصلی مقاله است و منعکس کننده نگاه مجمع ایرانی دفاع از حقیقت نمی‌باشد.


[1] Rosenberg, Kahn, and Tran, “Creating a Political Image.”
[2] Archetti, Politicians, Personal Image; and Lalancette and Raynauld, “The
Power of Political Image.”
[3] De Landtsheer and Feldman, Beyond Public Speech and Symbols; and McKenna, “The Character Business.”
[4] Splihal, Media Beyond Socialism; Jamieson and Waldman, The Press Effect; and McQuail, McQuail’s Mass Communication Theory.
[5] Melikyan, “Govorite na ivrite.”
[6] Kremlin, “Vladimir Putin.
[7] Rambler, “VTSIOM.”
[8] Friedrich and Brzezinski, Totalitarian Dictatorship and Autocracy; and Wilensky, “Mass Society and Mass Culture.”
[9] Strovsky, Otechestvenniye politicheskiye traditsii.
[10] Arendt, The Origins of Totalitarianism; and Berman, Terror and Liberalism.
[11] Gadzhiev, “Politicheskaya ideologiya,” 6.
[12] Becker, “Lessons from Russia.”
[13] Simons, “The Cost of Freedom.”
[14] Kommersant, “Nizhe Zimbabve.”
[15] Simons, Mass Media and Modern Warfare; Schlosser, Command and Control; Boyd-Barrett, Western Mainstream Media; and De Ploeg, Ukraine in the Crossfire
[16] Subbotin, “Putin podygral Netanyahu,” 6
[17] Belenkaya, “Rossiyu prosyat ubrat,” 1, 4; and Subbotin, “Konflikt vokrug Gazi,” 1–2
[18] Subbotin, “Izrail nanyos,” 2
[19] Volkov, “Smyagchili ton,” 8; Subbotin, “Saudovskaya Araviya,” 1, 6; Subbotin, “Netanyahu zakljuchaet,” 1, 6; and Subbotin, “Izrail i strani Persidskogo,” 1, 7
[20] Makarychev, “Trump zayavil o podpisanii”; and Belenkaya, “V pogone za,” 4
[21] Egorov, “Tretya vstrecha,” 4
[22] Subbotin, “Putin podygral Netanyahu,” 6; Latukhina, “Svecha pamyati negasnet,” 1–2; and Kolesnikov, “Blokada ne otpuskayet,” 1, 3
[23] Latukhina, “Uroki geroizma,” 2

نظرات

پاسخ دهید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

4 × 4 =