تاثیرات اقتصاد موسیقی بر فرهنگ

نویسنده: میلاد سهیلی


تاریخچه ای از اقتصاد موسیقی در دنیا

در ابتدا، در دنیای غرب موسیقی بیشتر به عنوان یک هنر مقدس ودارای ابعاد متعالی شناخته می‌شد، اما اینکه چه عواملی باعث شد تا اینکه،هنر موسیقی وجوه متعالی خود را از دست داده و به عنوان یک کالا تاریخ انقضا دار استفاده شود، بحثی است که آن را باید در مباحث اقتصادی حوزه موسیقی جستجو کرد که بعدها در حوزه های سیاسی نیز تاثیر گذار بود. شاید بتوان اولین جرقه های  تغییرات بزرگ در این حوزه را درمیانه های قرن بیستم یافت که در آن به تدریج موسیقیهای کلاسیک که در فیلم های درام استفاده می شد کنار گذاشته شد و به جای آن تهیه کنندگان بیشتر علاقه داشتند  از موسیقی های عوام پسند وبه اصطلاح پاپ در فیلم های خودشان استفاده کنند تا بعد از آن بتوانند در سی دی های جداگانه موسیقی این نوع فیلم هارا فروخته وبرای آن تورها وکنسرت هایی برگزار کنند. به تدریج با ورود  دستگاه های جدید پخش موسیقی همچون واکمن های دهه ۸۰ و سپس ویدیو و سی دی فروش این نوع موسیقی ها گسترش بسیار چشمگیری یافت و در آمد های بسیار چشمگیری نیز نصیب خوانندگان می شد. بعد از مدتی با ورود اینترنت و طبعاً کپی های غیرمجاز از محصولات موسیقی به تدریج گردش مالی آن در دهه دوم قرن 21 به مقدار نصف دهه های پایانی قرن 20 تنزل یافت. طبعاً با ورود این نوع نظام گردش مالی در موسیقی بسیاری از کارشناسان بر این عقیده بودند که زمان پایان صنعت موسیقی فرارسیده است.تا اینکه بعد از مدتی این مشکل باعث به وجود آمدن پلتفرم هایی مخصوص در بستر اینترنت برای پخش موسیقی ،همانند اسپاتیفای.البته باید گفت پخش موسیقی در برنامه های همانند اسپاتیفای به هیچ وجه در آمد مناسبی را برای  خواننده گان به وجود نمی آورد از این جهت بسیاری برای این عقیده اند که هم اکنون به دوران پایان صنعت موسیقی نزدیک می‌شویم و برخی در مقابل به این مسئله معتقد هستند که فقط خوانندگان و موسیقی دارم خود را باید با این شرایط وفق دهند .طبق ادعای بسیاری از کارشناسان ،آینده موسیقی نیز به شدت از حوزه متاورس تاثیر خواهد پذیرفت که بررسی آن در این مقال نمی گنجد. حال سوال این است که چگونه اقتصاد موسیقی و صنعت موسیقی تاثیرات شگرفی بر جامعه می گذارد برای پی بردن به این مسئله در ابتدا به سازگار های مطرح شدن یک خواننده و یا نوع درآمدزایی و می‌پردازیم .طبعاً در دنیای کنونی اسپانسر های یک خواننده بالاترین درآمد را در یک درآمد را دارند میزان حدودی چهار یا پنج برابر خواننده به این ترتیب که آنان طبق قراردادی به خواننده میزان مبلغی را میدهند تا بتوانند آلبوم خود را تولید کند و سپس بعد از آن با معروف شدن خواننده و یا به بیان بهتر با معروف کردن خواننده و انجام کارهای مارکتنیگ او و به دست گرفتن برنامه‌های کنسرت او میزان مناسبی از مبلغین درآمدها را برای مدت 10سال یا بیشتر کسب می کنند و در نهایت با احتساب بسیاری از هزینه‌های ضبط یک موسیقی و استودیو شاید در آخر خواننده متضرر نیز بشود!!!بسیاری از خوانندگان مشهور پاپ ایرانی از همین راه به شهرت رسیده اند. هرچند بحث از مکانیزم های صنعت موسیقی برای ما محور اصلی نیست ولی بحث کردن در مورد آن می تواند معما های بسیاری را در مورد چگونگی تغییر فرهنگ در جامعه را برای ما بگشاید.

صنعت موسیقی در ایران

 در واقع باید گفت هدف از بحث در مورد این مکانیزم کار این بود که بگوییم یکی از مهمترین اشخاصی که در جامعه باعث تغییر فرهنگ می شوند. افرادی هستند که با بستن  قرارداد هایی با خواننده گان که فقط بر حسب در آمد زایی بیشتر ایجاد میشوند، به فرهنگ یک کشود آسیب می زنند وباعث تنزل آن می شوند. اما این مافیاهای  موسیقی در کشور ایران نیز طبق اذعان بسیاری از خوانندگان قدرت نفوذ بالایی در بین خوانندگان دارند اما سوال اصلی این مقاله آن است که به چه علت این افراد اسپانسر مافیا های در پشت صنعت موسیقی می ‌توانند تا این حد موفق باشند و درآمدهای کلانی را در این حوزه کسب کنند؟به بیان بهتر ،در جامعه چه نوع نیاز هایی وجود دارد که باعث موفقیت این مافیاهای موسیقی می شود؟

اگر بخواهیم به صورت خاص تر  ریشه های سیاسی این مسئله اشاره کنیم باید به خرداد  76 اشاره کرد که  با روی کار آمدن دولت خاتمی صنعت موسیقی پاپ نیز به شدت در ایران رواج یافت و بنا به دلایلی مافیا های موسیقی نیز تا حدی قدرت یافتند.پس از آن در  سال ۹۶ نیز ،گروه های موسیقی زیادی با پسوند بند در ایران به وجود آمدند که اقتصاد موسیقی را در دست گرفتند .بسیاری از این بند ها از شبکه های اجتماعی به عنوان ابزار شهرت خود استفاده کردند .آمارها نشان می‌دهند در این سوال نسبت به سالهای قبل گروه های موسیقی به شکل نمایی افزایش پیدا کردند. همانند سال ۷۶ می‌توان برای آن اهداف سیاسی در نظر گرفت.

اقتصاد تجربه (experience economy)

 اما اگر بخواهیم به سوال اصلی بپردازیم که چه مسائل فرهنگی وجود دارد که باعث می شود
 موسیقی های پاپ که گاهی اوقات با محتوای نه چندان قوی به این شدت محبوب می شود،باید به مسئله عطش انسان اکنونی برای تجارب جدید اشاره کرد.عطش برای کسب تجارب جدید خود باعث به وجود آمدن یک نوع اقتصاد جدید به نام اقتصاد کسب تجربه می شود .اصولا این نوع اقتصاد واین نوع از مصرف گرایی بیشتر در دولت هایی با گرایش لیبرال مشاهده می شود. اقتصاد در مراحل قبلی تر خود اقتصاد مصرفی اقتصاد لیبرال در مراحل قبلی خود بیشتر بر این مسئله تاکید داشت که افراد بتوانند کالاهای مختلفی را خریداری کنند اما بعد از مدتی اقتصاد تجربه ویا اکسپرینس اکانی به عنوان یک نوع کالای مصرفی در نظام لیبرال مورد فروش قرار می گیرد.در این نوع از مصرف گرایی فرد برای یک کالای خاص هزینه پرداخت نمی کند بلکه برای کسب تجربه در یک محیط جدید ویا به بیان بهتر زمانی را که در یک محیط می گذراند نیز هزینه پرداخت می کند.اگر بخواهیم  به صورت بسیار ساده این نوع اقتصاد را توضیح دهیم می توان به مساله‌ای کافی شاپ های لوکس ولاکچری  اشاره کرد .هنگامی که یک مشتری خاص به یک کافی شاپ پر زرق و برق می رود شاید هزینه خوردن ۱ قهوه برای آن فرد در واقع بیش از ۱۰ هزار تومان نباشد ولی آن هزینه ای که او در این کافی شاپ ها می پردازد گاهی اوقات برای مثال تا ۵۰ هزار تومان می رسد در واقع آن زمانی که شما نیز در آن مکان سپری کرده اید خود به عنوان یک کالا فروخته میشود کنسرت ها و موسیقی ها خود از این مسئله جدا نیستند بسیاری از افراد به خاطر این امر به فستیوال های موسیقی نمی روند که موسیقی را گوش بدهند بلکه فقط به خاطر این امر به این مکان ها می روند چون حضور در آنجا برای آن ها خوشایند است و به نوعی برای آنها لذت بخش میباشد.استوری های اینستاگرامی نیز سوغات حضور در این نوع مکان ها خواهد بود.

یکی از دلایل حضور در کنسرت ها خوانندگانی با بار هنری ضعیف که بسیاری از اوقات به خود زحمت خواندن یک متن را نمی دهند و یک موسیقی را باز پخش می کنند،می تواند همین مسئله باشد. یکی از مشخصات موسیقی پاپ این است که باعث  می‌شود افراد در هر مرحله تجارب بسیار جدیدی بیابند  این تجربه ها نیز برای آن ها خوشایند است چراکه  اقتصاد لیبرال به آنها آموخته است که سالانه موسیقی های مختلفی را گوش بدهند و تجربه کنند و سال بعد نیست آن را از خاطر ببرند تا هر سال خوانندگان جدیدی به عنوان کالای مصرفی در جامعه معرفی بشوند.در این نوع فرهنگ مصرف ،موسیقی پارسال وپیارسال را باید به فراموشی سپرد.

نقش شبکه های اجتماعی در کسب شهرت خوانندگان

اما از مهمترین تکنیک هایی روان شناختی که دانکن جان که در مقاله ای از خود   به آن اشاره نموده  وآزمایشی را برای آن طراحی کرده است و از سوی این دلالان موسیقی نیز به کار گرفته می شود ،استفاده از این متد می باشد که مردم آن چیزی را زیبا می یابند که افراد بیشتری آن را در شبکه های اجتماعی لایک کرده اند!!!در واقع آن چیزی از نظر آن ها  زیبا نیست که خیلی از اوقات خود شاید زیبا وهنرمندانه بیایند.البته حتما باید ارزش خاصی برای ارزش هنری یک اثر قائل شد ولی هنگامی که یک آهنگ تعداد لایک های زیادی را بگیرد ،به طور حتم به صورت نابرابری زیباتر از آهنگ های همرده خود به نظر خواهد آمد  وتعداد دانلود های بسیار زیادتری برای آن کسب خواهد شد.

فرهنگ اصیل ملی و موسیقی مصرفی وراهکار های مقابله

 سوال این است که آیا این امر موجب آسیب به فرهنگ که اصیل ایرانی و اسلامی می شود یا خیر طبعا این مسئله خود بحث مفصل دیگری را می طلبد که شاید در این مقاله نتوان مورد بحث قرار داد ولی اگر بخواهیم اجمالاً به این سوال به جواب این سوال اشاره کنیم می گویم که طبعاً این نوع اقتصاد موسیقی بیشتر با فرهنگ های لیبرال تناسب داشته و باعث تنوع خواهی نابجا در بین استفاده کنندگان کالاهای هنری می شود.هرچند علاقه به کسب تجربه های جدید به خودی خود ایراد محسوب نمی شود.اما هنگامی که این تنوع خواهی به هر قیمتی ولو گوش کردن به محتواهای ضعیف باشد به مرور زمان به فرهنگ یک کشور آسیب جدی وارد خواهد نمود.تنوع خواهی ناصحیح ،نقطه مقابل حرکت در چارچوب وهویت خاص می باشد.

بحث در مورد ابعاد جامعه شناسی این مسئله به تحقیقات گسترده تری احتیاج دارد و ارائه راهکار های مناسب برای آن نیز تلاش بیشتری را می طلبد .اما اگربخواهیم راهکاری برای حل معضل حل در زمینه این معضل ارائه دهیم،می توانیم به این مسئله اشاره کنیم  که اگر ما این نوع موسیقی های کم محتوا را برای نسل جوان مفید نمی دانیم باید برای آنان تجاربی مفید ولذت بخش از نوع فرهنگی بسازیم که بتوانند اوقات تفریحات خود را با آن پر نمایند.این امر از نکاتی بوده است که گمان می رود دولت های قبلی در جمهوری اسلامی در آن چندان موفق نبوده اند.مقدمات رسیدن به چنین امری ،تشکیل گروهی خبره از روانشناسان ،جامعه شناسان و… می باشد که بعد از تحقیق بر روی مکانیزم های سرگرمی بتوانند سرگرمی وتفریحات سالمی را برای جوانان یک جامعه به وجود آورند.از طرف دیگر همچنین باید برای هزاران خواننده اصیلی که به علت کمبود امکانات توان رقابت با این مافیاهای موسیقی ندارند باید سازکاری معتبر طراحی شود که  در آن خوانندگان با استعداد بتوانند به صورت راحت تری در جامعه موسیقی به شهرت برسند و  طبعاً با انجام شدن این امر دست دلالان از فرهنگ از تغییر نامناسب به ذائقه مردم دور خواهد ماند وفرهنگ موسیقی مناسب وسالم بیشتر ارتقا خواهد یافت.بسیار واضح است اصلاح فرهنگ ،بدون برقراری رابطه ای صحیح بین اقتصاد وفرهنگ  ممکن نخواهد بود.


1- B. Joseph Pine IIJames H. Gilmore (2011),The Experience Economy
2 Duncan j waats ,Dodds,salganik(2006)Experimental study of inquality and unpredectibility in an artificial cultural market
3-https://www.forbes.com/sites/greatspeculations/2017/05/03/how-the-music-industry-is-putting-itself-out-of-business/?sh=7264045ae57a4-
4-http://musicandsuccess.com/musicindustry/
5-https://www.xrtoday.com/virtual-reality/the-music-industry-in-the-metaverse-re-energised-revenue-streams/
6-https://eo24.ir/%D9%85%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7/
7-https://www.ilna.news/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/1154739-%D9%85%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AB%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D9%84%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B2%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A8%D9%84%D8%BA%DB%8C-%D9%86%D8%A7%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%AF-%D8%AA%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%AE%D8%AF%D9%88%D8%B4-%DA%A9%D9%86%D8%AF

جدیدترین ها

جنگ روسیه – اوکراین و نتایج آن بر جنگ...

مقدمه بیش از یک سال است که از جنگ روسیه و اوکراین میگذرد ، عواقب...

سیاسی | مرجعیت رسانه‌ای در ایران: چیستی، چرایی و...

گزارش مجمع ایرانی دفاع از حقیقت در موضوع "سیاسی"

 ایدئولوژی تضاد ایالات‌متحده در عرصه نظام بین‌الملل

در عرصه سیاست خارجی، تحلیل سیستمی زیر را از سیاست خارجی کشورها ارائه می‏دهم و...

احیای داعش و بحران‌سازی، تلاش مشترک آمریکا و رژیم...

امیر نظامی مقدم؛ دبیر اندیشکده راهبردی مقاومت دانشگاه امام صادق علیه السلام چکیده مجموعه ملاحظات استراتژیکی...

ایران و قفقاز؛ خاک_شیشه_استخوان

پدیدار شناسی سیاست خارجی ایران در منطقه قفقاز از نگاه نظریه رئالیسم تحولاتی که در...

بررسی جایگاه هویت ملی در راهبرد دفاع ‎همه ‎جانبه...

1. امنيت هستي‌شناختي نظريه امنيت هستي‌شناختي در روابط بين‌الملل برگرفته از نظريه وجود انساني آنتوني...

نگاشت های محبوب

نظرات

پاسخ دهید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

20 − سه =