تاریخچه ای کوتاه از نقش موسیقی در تمدن های بشری

نویسنده: میلاد سهیلی


کشف نوعی فلوت موسیقی در غاری در آلمان این امر را اثبات کرد که انسان از 40هزار سال قبل حتی در ابتدائی ترین مراحل تمدنی خودنو از موسیقی جدا نبوده است.موسیقی را میتوان از قدیمی ترین هنرهایی دانست که در اغلب تمدن ها با قوت به حیات خود ادامه داده است.هر چند این ادامه حیات اغلب به صورت شفاهی صورت میپذیرفت اما اولین تلاش ها برای مدون سازی آن در زمان حدود 500سال قبل از میلاد صورت پذیرفت.بعد از مدتی موسیقی دیگر فقط به عنوان امربرای تفریح وسرگرمی نبود وبعد از مدتی در بسیاری از آیین های مذهبی نیز به عنوان قسمتی از آداب وآیین مذهبی به کار گرفته می شد،برای مثال موسیقی در بسیاری از آیین های مذهبی همانند عبادات مسیحیان و فرقه های خاصی در اسلام همانند صوفیه نقش مهمی داشت وهم اکنون نیز دارد.

در قرون اخیر و به بیان بهتر در 5 دهه گذشته با شروع  دوران روشنگری و مدرن وسپس پست مدرن،موسیقی واجد نقش هایی گشت که به آن ماهیتی جدید و نوین می داد به طوری که  اثرات شگرف آن  بر روی اقتصاد وسیاست وجامعه افزون بر اثرات گذشته کاملا واضح وهویدا بود.این مقاله تلاشی است در جهت اینکه ماهیت موسیقی را هرچه بهتر از گذشته شناخته وآن را در ابعاد مختلف بررسی کنیم.

موسیقی به عنوان امری حاضر در هر مکان (omnipresense of music)

امروز اغلب موسیقی در هرجایی که ما حضور داریم وجود دارد نواخته می شود برای مثال هنگامی که از خواب بیدار می شوید احتمال زیاد با صدای موسیقی از خواب بیدار می شوید و همینطور  با رفتن به شبکه های اجتماعی  ویا روشن کردن تلویزیون رادیو و … به طور حتم موسیقی خاصی برای شما نواخته خواهد شد .هنگامی که از خانه خارج شدید و برای مثال به  فروشگاه زنجیره‌ای بزرگ رفتید ،صدای موسیقی خاص برای شما در آنجا نواخته می شود و یا اینکه اگر تصمیم بگیرید با یک تاکسی به جای خاصی بروید باز احتمالا موسیقی را خواهید شنید . جامعه شناسان بزرگی همانند جورج استاینر به مسئله اشباع کردن فرهنگ با موسیقی اشاره کرده اند. این امر که در اصطلاح musicalized culture (فرهنگ اشباع شده با موسیقی) نامیده می شود این نکته را بازگو می‌کند که فرهنگ انسانی هر روز بیشتر از دیروز با موسیقی پیوند میخورد. اما آیا این امر یک امر تصادفی است و یا هدف های خاصی در راستای این امر وجود دارد ؟

باید گفت که در بسیاری از جاها موسیقی با هدف خاصی برای مخاطبان نواخته می شود برای مثال هنگامی که شما به یک فروشگاه زنجیره ای بزرگ می روید ، آهنگ خاصی در آن پخش می شود که اگر دقت کنید این موسیقی را معمولا یک موسیقی آرامش بخش خواهید یافت  شود علت آن است که  که دوست داریم خریداران تامل بیشتری کرده و به بازدید بیشتر محصولات بپردازند وبرای خرید یک محصول خاص رغبت بیشتری نشان بدهند.مثال دیگر آن است که معمولا در بعضی از رستوران ها که هدف آن است که  شما را به غذا خوردن هرچه بیشتر دعوت کنند معمولا موسیقی هیجانی شاید بیشتر مناسب باشد . شرکت های بسیار بزرگی وجود تمام هدف آن ها این می باشد که با تنظیم کردن یک آهنگ خاص متناسب با یک محیط راندمان فروش محصولات آن محیط را  افزایش دهند .

 البته در اینجا یک پرسش از نظر فلسفه اخلاق نیز وجود دارد که آیا تغییر رفتار هدفمند این مشتریان یک امر اخلاقی می باشد یا خیر؟معمولاً  کسانی که در این شرکت ها فعالیت می کنند استدلال می کنند که هرچند  این موسیقی در رفتار مخاطب تاثیر گذار بوده ولی مشتری بعد از خرید هیچگاه این سوال را از خود نمی پرسد این چه شیئی است که به وسیله من خریداری شده است .در نتیجه او نسبت به خرید خود آگاهی داشته است هرچند که بتوان گفت این موسیقی نیز در خرید او تحت تاثیر گذار بوده است

اما مثال دیگر که موسیقی در آن ها نقش بسیار مهمی در تغییر رفتار مخاطبان خود دارد در فرودگاه ها می باشد. معمولاً در این اماکن برای افراد نوعی از موسیقی خاص پخش می‌شود که باعث می شود سر و صداهای پیرامون افراد تا حدی در آن حل شود، در نتیجه اگر هواپیمایی با تأخیر خاص برخیزد ویا فرود آید آنان احتمالاً حوصله بیشتری برای تحمل این تأخیر خواهند داشت. این دو مثال نمونه‌ای از بیشمار مثالهای نقش موسیقی در تغییر رفتار می باشد .البته امروزه نیز،با ورود  پخش کننده های شخصی که سرآغاز آن از دهه ۸۰ میلادی بود ،افراد  می‌توانند در هر موقعیت و زمانی به موسیقی دلخواه و مورد علاقه خود گوش فرا دهند ،که این امر گویای آن است که تغییر رفتار افراد  دیگر همانند گذشته به پخش کننده های جمعی مربوط نبوده و الگوریتم ها میتوانند برای هر شخصی یک برنامه خاصی داشته باشند.

فلسفه اخلاق و نگاه ابزاری به موسیقی

البته در اینجا یک پرسش از نظر فلسفه اخلاق نیز وجود دارد که آیا این تغییر رفتار هدفمند این مشتریان یک امر اخلاقی می باشد یا خیر؟معمولاً  کسانی که در این شرکت ها فعالیت می کنند استدلال می کنند که هرچند  این موسیقی در رفتار مخاطب تاثیر گذار بوده ولی مشتری بعد از خرید هیچگاه این سوال را از خود نمی پرسد این چه شیئی است که به وسیله من خریداری شده است ؟در نتیجه او نسبت به خرید خود آگاهی داشته است هرچند این موسیقی نیز در خرید او تحت تاثیر گذار بوده است .

 در این قسمت سوالات بسیار زیادی را  از منظر فلسفه اخلاق به وجود می آید  که آیا این امر اصولا عملی اخلاقی می باشد یا خیر ؟افراد بسیاری با این امر مشکل ندارند که ما با موسیقی رفتار افراد را تغییر دهیم ولی عده ای می گویند این کار غیر اخلاقی است چراکه فرد در این صورت به وسیله فرد دیگری بدون اجازه خود شخص تغییر یافته است واین امر تعرض به حریم آن شخص محسوب میگردد. البته نتیجه هر چه باشد ،واضح می باشد که بسیاری از دولت ها وسرمایه داران برای تغییر رفتار شهرواندان خود از موسیقی استفاده میکنند که شرح وبسط بیشتر این مسئله خود نیازمند به مجالی دیگر برای گفتگوی تفصیلی در این باره می باشد.

موسیقی و هویت

هویت معمولا با گرایشهای همیشه در حال جریان در یک فرد ،ارتباط دارد. اینکه افراد چگونه خود و دیگران را درمی یابند و در مورد آن چه احساساتی دارند ،ارتباط تنگاتنگی با احساس  دارد که به تبع آن موسیقی ابزاری به عنوان تغییر این احساس قلمداد می شود. در نتیجه اگر بگوییم اینکه افراد چه کاری را می کنند ،بسیار وابسته به احساسات و گرایش های آن می باشد. موسیقی را میتوان جزو مهم‌ترین ابزارهای دانست که در تغییر رفتار های یک فرد دخیل است. گاهی اوقات افراد در یک موقعیت های خاصی قرار میگیرند که موسیقی در آنها نیز به عنوان یک عامل اتحاد بخش در یک زمان کوتاه عمل می کند که البته در این مکان ها موسیقی کارکرد مقطعی در هویت بخشی دارد. اگر بخواهیم برای این مسئله مثالی بزنیم می توانیم به این موضوع اشاره کنیم که در یک باشگاه خاص طرفداران یک تیم به طور همزمان یک موسیقی خاص را در مدت بازی میخوانند. این نوع سرود و آهنگ خاص فقط برای مدت خاصی در نقش هویت بخش برای این گروه کار میکند ،هرچند  ممکن است آنها در بیرون از زمین بازی چندان رابطه هویتی با یکدیگر نداشته باشند، ولی باید بگوییم که  این آهنگ ها در ورزشگاه های خاص احساس تعلق و وابستگی نسبت به این آن گروه را تقویت می کند.

 اگر بگویم موسیقی یک امر هویت بخش و تاثیرگذار در احساسات افراد است و اگر بتوان یک نوع موسیقی خاصی در جامعه رواج داد که همه افراد جامعه نسبت به آن راغب باشند، آنگاه می توان گفت که موسیقی یکی از مهمترین ابزار هایی است کهمی‌توان به آن به عنوان یک ابزار برای یکپارچه ساختن جامعه روی آن حساب باز کرد و از فروپاشیدگی اجتماعی وچند قطبی شدن جلوگیری کرد.

مروری بر برخی کارکردهای موسیقی در جامعه ایرانی

 از  مثال های دیگر آن است که معمولاً انقلابها و طرفداران آن از موسیقی های خاصی برای خود استفاده می کردند که در زمان های جنگ ویا زمان های مبارزه مشوق آن ها در راه رسیدن به اهدافشان بود  و بسیاری  از اوقات استماع این آهنگ ها باعث می شد هویت انقلابی و گرایشهای انقلابی آنان تقویت می گردد. مثلا در هنگام جنگ ایران و عراق و یا انقلاب ۱۳۵۷ موسیقی ها و نغمه هایی ساخته شد که باعث شد افراد بسیار زیادی گرایش بیشتری برای شرکت در فعالیت های انقلابی وهمین طور جنگ ببایند. بعضی از فقهای کنونی،تنها نوعی از موسیقی را حلال میدانند که باعث تقویت روحیه جنگ در مقابل دشمنان اسلام باشد. مثال دیگر آن است که معمولاً در فرهنگ شیعه برای حفظ هویت مذهبی معمولاً افراد دیندار سعی می کنند در زمانهای خاصی و در مکان خاصی به نام هیئت به نغمه های مداحی گوش فرا دهند تا به وسیله  آن هویت مذهبی آن جامعه خاص را  در خود بیشتر انعکاس داده و  با قوت بیشتری ، گرایش‌های مذهبی خود را تقویت کند. به این نوع موسیقی موسیقی collective (فراگیرنده جمع) می گویند .

البته هنگامی که می گویم موسیقی نشان دهنده هویت جمعی است، منظورمان این نیست که ابتدا باید هویت وجود داشته باشد و سپس موسیقی ویژه ای به تقویت آن می پردازد بلکه در بسیاری از اوقات موسیقی خود نیز می‌توانند شنونده هایی در جامعه یافته سپس هویت‌های جدیدی در بین افراد ایجاد کند. افرادی که در ابتدا شاید چندان به عنوان موسیقی وابستگی نداشته ولی بعد از مدتی با گوش کردن به آن زندگی خود را هر چه بیشتر با آن تنظیم می کنند.یکی از نظریه ها برای توجیه این امر آن می‌باشد که افراد با شرطی شدن به نوعی از انواع موسیقی در بستر یک محیط خاص به دلیل علاقه ذاتی که نسبت به یک موسیقی دارند با گوش کردن به موسیقی در یک محیط خاص ،نسبت به یک گروه خاص تعهد بیشتری می یابند و به عبارت دیگر یک نوع موسیقی خاص حضور آنان در یک محیط و هویت خاص را تثبیت می کند.

نتیجه گیری

طبق مطالب فوق ،باید گفت موسیقی یکی از مهمترین ابزار هایی است که به وسیله آن می توان هویت یک هویت خاص را حفظ کرد و همینطور یک هویت را  از یک هویت دیگر تمییز نهاده و بین این بین هویت های خاص یک جدایی به وجود آورد .برای مثال احتمالاً اگر به جای موسیقی پاپ فارسی موسیقی دیگری همانند موسیقی پ پاپ انگلیسی زبان در جامعه رواج  پیدا می‌کرد احتمالا باید  منتظر آن می بودیم که گرایش به سمت زبان فارسی و هویت ایرانی تا حدی کاهش یافته و گرایش به  سمت هویت های غربی بیشتر از آن چیزی شود که هم اکنون شاید بتوان دید .بدین جهت می باشد که میتوان گفت اگر بتوان موسیقی پاپ مناسبی را در جامعه رواج دارد، هویت زبانی و  حتی هویت مذهبی یک کشور را میتوان بهتر صیانت کرد.زبان و موسیقی و هویت رابطه تنگاتنگی با یکدیگر داشته و می توان با استفاده صحیح از آن  فرهنگ یک کشور را در مقابل هجوم فرهنگ بیگانگان حفظ کرد.

این مقاله مقدمه ای بر بحث موسیقی وتاثیر آن بود وبیشتر نگرش ما به آن از منظر سوبژکیتو وتاثیرات آن بر یک شخص بود.در فراخور این بحث میتوان در مورد دیگر موضوعات همچون رابطه اخلاق وموسیقی وهمین طور رابطه سیاست واقتصاد با موسیقی نیز پرداخت که سعی خواهد شد در مقاله های بعد به توضیح هرچه بیشتر آن پرداخته شود.


--- https://www.dailymail.co.uk/sciencetech/article-2149331/Mammoth-bone-flute-proves-German-cavemen-playing-music-40-000-years-BC.html
--- Anahid Kassabian ,(2012), Ubiquitous Musics the Everyday sounds that We Don’t Always Notice
--- Marco Agnetta & Larisa Cercel ,2019, George Steiner’s After Babelin contemporary Translation Studies
--- Hesmondhalgh, David ,2008, Towards a critical understanding of music, emotion and self‐identity
--- John ConnellChris Gibson,2002, Soundtracks: Popular Music,Identity and Place

جدیدترین ها

جنگ روسیه – اوکراین و نتایج آن بر جنگ...

مقدمه بیش از یک سال است که از جنگ روسیه و اوکراین میگذرد ، عواقب...

سیاسی | مرجعیت رسانه‌ای در ایران: چیستی، چرایی و...

گزارش مجمع ایرانی دفاع از حقیقت در موضوع "سیاسی"

 ایدئولوژی تضاد ایالات‌متحده در عرصه نظام بین‌الملل

در عرصه سیاست خارجی، تحلیل سیستمی زیر را از سیاست خارجی کشورها ارائه می‏دهم و...

احیای داعش و بحران‌سازی، تلاش مشترک آمریکا و رژیم...

امیر نظامی مقدم؛ دبیر اندیشکده راهبردی مقاومت دانشگاه امام صادق علیه السلام چکیده مجموعه ملاحظات استراتژیکی...

ایران و قفقاز؛ خاک_شیشه_استخوان

پدیدار شناسی سیاست خارجی ایران در منطقه قفقاز از نگاه نظریه رئالیسم تحولاتی که در...

بررسی جایگاه هویت ملی در راهبرد دفاع ‎همه ‎جانبه...

1. امنيت هستي‌شناختي نظريه امنيت هستي‌شناختي در روابط بين‌الملل برگرفته از نظريه وجود انساني آنتوني...

نگاشت های محبوب

نظرات

پاسخ دهید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

دو × چهار =