چالش های آنارشیسم برای جمهوری اسلامی ایران

جدیدترین ها

تحرکات پان‌ترکیستی در قفقاز جنوبی

خروج آمریکا از غرب آسیا، باعث برهم خوردن بسیاری از معادلات قدرت در این منطقه می شود و هرکدام از کشور های مقیم این منطقه، سعی در کسب سهم خود در این معادلات می کنند. جمهوری آذربایجان در ماه های اخیر دست به ماجراجویی های گسترده ای در اطراف مرزهای خود زده است. جنگ قره باغ و تنش های اخیر با ایران از نمونه تحرکات این کشور بوده است. به طور کلی ریشه این تحرکات به روابط نزدیک این کشور با رژیم صهیونیستی و همچنین روابط نزدیک با ترکیه ذیل ایدئولوژی پان ترکیسم برمی گردد.

امنیت سایبری (13)

گزارش مجمع ایرانی دفاع از حقیقت در موضوع "امنیت سایبری"

آتش زیرخاکستر: بحران روابط ایران و آذربایجان

ایران و جمهوری آذربایجان به علت وجود مناسبات تاریخی خاص و ادعاهای سرزمینی که...

قدرت دولت

کیستی مؤلف «مزامل حسین» استادیار مطالعات جهانی رسانه در گروه مطالعات ارتباطات دانشگاه میشیگان و...

امنیت سایبری (12)

گزارش مجمع ایرانی دفاع از حقیقت در موضوع "امنیت سایبری"

سرمایه‌داری افسار گسیخته چگونه طبقه متوسط را در آمریکا...

محمد کرمانی نوشت: شرکت فروشگاه‌های زنجیره‌­ای وال ­مارت که از سال 2008 با نام...

نگاشت های محبوب

آنارشیسم و انقلاب آرام [1]

واژه انقلاب در اذهان عمومی با خشونت، کشتار، اعتراضات گسترده خیابانی، سرکوب، پلیس، ارتش و… گره خورده است. سابقه انقلاب های خونین و اعمال خشن انقلابیون و حکومت ها در مواجهه با امواج انقلاب در جهان چنین تبادری را ایجاد کرده است. اما انقلاب همواره خشن و خونین نیست. بسیاری از انقلاب ها بدون سروصدا و به شکلی کاملا آرام اتفاق می افتند، آنقدر آرام که حتی کسی متوجه آن نمی شود و نام انقلاب را بر آن نمی نهند. در واقع خطر این انقلاب ها همین است که به صورت تدریجی رخ می دهند و ملموس نیستند اما تغییرات بزرگ و گاه بازگشت ناپذیری ایجاد می کنند.

آنارشیسم نیز به مانند انقلاب، در باور عمومی با خشونت عجین شد است. از این منظر، آنارشیسم به دنبال براندازی دولت است و از آنجایی که دولت از ابزارهای زور و سرکوب بهره مند است، این امر نیاز به خشونت گسترده و رویارویی سخت با دولت دارد. هرچند آرمان آنارشیسم، نظم اجتماعی بدون دولت است و دولت و جمیع اشکال اقتدار و سلطه بیرونی از نظر آن دشمن است، اما آنارشیسم برای تحقق اهدافش همواره به خشونت و اعمال سخت متوسل نمی شود.

بسیاری از انقلاب های بدون سروصدا و آرام با خوی آنارشیستی اکنون در جمهوری اسلامی ایران در حال روی دادن هستند، بدون آن که کسی متوجه آن ها باشد و به دیده انقلاب بدانها بنگرد. اما این انقلاب ها روی می دهند و تغییرات اساسی در بنیان فرهنگ، سیاست و اجتماع از خود بر جای می گذارند.

انقلاب آرام آنارشیستی

مفهوم کلاسیک انقلاب با خشونت و عمل سخت انقلابی قرین است. همان طور که هانتیگتون در سال 1961 می گوید: ” انقلاب تغییری سریع، بنیادین و خشونت آمیز در ارزشها و اسطوره های غالب جامعه در نهادهای سیاسی، ساختار اجتماعی، رهبری و رفتار سیاسی دولت است.” زمانی که هانتینگتون این نظر را ابراز می کرد، تصور رایج از انقلاب، مساوق خشونت و تغییر انقلابی، مستلزم عمل انقلابی سخت بود. اما در طلیعه قرن 21 و پس از وقوع انقلاب های رنگی در دولت های پسا سوسیالیستی همچون اوکراین، صربستان و گرجستان، مفاهیمی همچون “انقلاب بدون خشونت” [2] و “انقلاب با قدرت مردمی” [3] وارد ادبیات مطالعات انقلاب ها شد.

 انقلاب در معنای مدرن آن با سه مفهوم گسست، تجدید و تغییر پیوند خورده است.با یک نگاه موسع به مفهوم انقلاب می توان دریافت که مفهوم انقلاب، متضمن تغییر اساسی و احیانا بازگشت ناپذیر است؛ خواه این تغییر در طی یک انقلاب سخت و با اعمال خشونت صورت پذیرد یا در طی یک دوره زمانی به صورت نرم و بدون اعمال خشونت از سوی گروه انقلابی خاصی رخ دهد. به هر حال انقلاب باعث تغییر و دگرگونی است.

از جنبه آنارشیستی، انقلاب دارای وجه ضد سلطه و اقتدار است. انقلاب های آنارشیستی علیه اقتدار مشروع و سلطه بر انسان هستند.  چنان که باکونین، از متفکران کلاسیک آنارشیسم، ابراز می دارد، اقتدار و سلطه خارجی عبارت است از تأثیر و نفوذی که از یک طرف بر طرف دیگر اعمال می شود و از جانب یک طرف ثالث مورد پذیرش و مشروع است. روابطی از این دست خلاف آزادی و عقلانیت و از نظر اخلاقی مردود است. به نظر الکساندر برکمن، یکی دیگر از چهره های برجسته آنارشیست، روابط مبتنی بر اقتدار و سلطه بر کل زندگی ما حاکم شده است و از خانواده و مدرسه تا دستگاه های دولتی و اداری و نهادهای مذهبی بر این اساس شکل گرفته اند. لذا انسان در طول زندگی خود اسیر اراده و افکار دیگران است.

انقلاب آنارشیستی علیه روابط مبتنی بر اقتدار شکل می گیرد و با هرگونه سلطه و قدرت مشروع می ستیزد. اساس این مبارزه با اقتدار در میان همه نحله های آنارشیسم پذیرفته شده است، اما بر سر کیفیت مبارزه و روش های انقلابی اختلافاتی وجود دارد که مکاتب مختلف آنارشیسم را به وجود می آورد. در میان آنارشیست ها، پیروان لئو تولستوی که به آنارشیست های صلح طلب معروف اند، هرگونه اعمال خشونت را نفی می کنند، پیروان مکتب گادوین، انقلاب را از راه بحث و گفتگو میسر می دانند، هواداران ژوزف پرودان که به میوچوالیست ها (مکتب یاری متقابل) معروف هستند، علاج کار را در اشاعه تعاونی ها و انجمن های صلح آمیز می دانند و البته کسانی چون میخاییل باکونین و الکساندر کروپوتکین اعمال خشونت را در انقلاب اجتناب ناپذیر می دانند.

با این تفاسیر، انقلاب آرام آنارشیستی، عبارت است از قیام در برابر اقتدار و سلطه مشروع بدون اعمال خشونت و اعمال انقلابی سخت. در این مفهوم، اقتدار شامل هر نهادی که به صورت مشروع بر انسان سلطه پیدا کند و مافوق اراده او عمل کند، می شود؛ اقتدار پدر در خانواده، اقتدار معلم در کلاس درس، اقتدار هنجارها و ارزش های فرهنگی، اقتدار دین و مذهب و عناصر متافیزیکی، اقتدار قانون و به عنوان مهمترین مصداق، اقتدار دولت. این انقلاب آرام، علیه چنین نهادهایی به پا می خیزد و آن ها را به چالش می کشد.

انقلاب پوشش در بریتانیا

انقلاب های آنارشیستی آرام به دلیل تدریجی بودن، کمتر مورد توجه قرار می گیرند و کمتر به آن ها پرداخته می شود. شاید یکی از دلایل این امر آن باشد که این انقلاب ها روند طبیعی تطور تاریخی انگاشته می شوند و دیگر کسی به چشم انقلاب به آن ها نگاه نمی کند و از آن ها به مثابه تغییری طبیعی و عادی یاد میشود.

یکی از مصادیق این امر، انقلاب لباس و پوشش در نیمه دوم قرن بیستم در بریتانیا است. پیش از آن قوانین پوشش در این کشور ایجاب می کرد تا هرکس مطابق شغل و طبقه اجتماعی خود لباس بر تن کند و بدین ترتیب افراد از روی نوع پوشش آن ها قابل تمییز و تشخیص بودند. اما در نیمه دوم قرن بیستم دیگر شاهد تفاوت چندانی در لباس طبقات مختلف اجتماعی نیستیم و فقیر و غنی، به جز عده معدودی، قابل تشخیص از یکدیگر نیستند. عده ای این تغییر در پوشش را به پیشرفت صنعت و تولید انبوه پوشاک نسبت می دهند، اما مسئله بیشتر ناظر به تساهل نسبت به قوانین و مقررات پوشش است. عده ای از هنجار شکنان رادیکال با نادیده گرفتن این قوانین پیشگامان یک انقلاب آنارشیستی آرام در جامعه بریتانیا شدند. به تدریج و با نقض متعدد قوانین، اقتدار آن ها زیر سوال رفت و انقلاب به ثمر نشست به نحوی که دیگر قوانین قادر نیستند تا وضعیت را به پیش از دوران انقلاب برگردانند.

همین وضعیت را می توان در نظام آموزشی و اقتدار معلم، نظام خانواده و اقتدار مرد و نهاد مذهب و اقتدار روحانیون مشاهده کرد.

جمهوری اسلامی ایران در معرض انقلاب های آنارشیستی آرام

هر نظامی که در آن سلسله مراتب مبتنی بر اقتدار وجود داشته باشد، در خطر انقلاب های آنارشیستی نیز قرار دارد؛ خواه از نوع سخت و خشونت آمیز و خواه از نوع آرام و تدریجی. جمهوری اسلامی ایران یکی از این نظام هاست که ماهیتی دینی دارد. اساس مشروعیت این نظام برآمده از ایمان به خداوند و اسلام است و سلسله مراتب دولت بر همین اساس طرح ریزی شده است. جدای از حاکمیت، جامعه و فرهنگ ایرانی نیز با دین و سلسله مراتب برآمده از آن گره خورده است و دینداری و اعتقاد به اسلام در اندیشه و عمل، یکی از ارکان جامعه ایرانی است. دین به طور عام و اسلام به نحو خاص متضمن نظام اعتقادات، اخلاق و احکام خاصی است که مجموعا انسان را ذیل بندگی خداوند و تحت ولایت او قرار می دهد و انسان برای نیل به کمال و سعادت باید در مسیر تدین حرکت نماید. اسلام برای تنظیم روابط میان انسان با خداوند، انسان با انسان و انسان با طبیعت قوانینی ارائه کرده است که باید در جامعه به اجرا در آید و برای اجرای آن نیز متولی تعیین کرده است که در قالب نبی، امام و یا ولی فقیه تجلی می یابد. یکی از مفاهیم بنیادین دین، مفهوم ولایت است که از سطح خانواده تا حکومت و تا ولایت الهی امتداد می یابد. بدین ترتیب، دین اقتدار و سلسله مراتب خاصی را در جامعه به ارمغان می آورد که دینداری در گرو پذیرش و عمل بر اساس آن است.

قانون اساسی و قوانین عادی در جمهوری اسلامی ایران، بر اساس اصول اسلامی تنظیم شده است و بنا به فرض قانون اساسی، قانون مغایر با اسلام در این حکومت وجود نخواهد داشت. لذا این قوانین بازتاب دهنده سلسله مراتب اقتدار و مشروعیت اسلامی است. از طرف دیگر، هنجارها و ارزش های فرهنگی جامعه نیز مایه گرفته از دین مبین اسلام است. بنا بر این در یک کلام باید گفت، اقتدار اسلام و قوانین آن در جمهوری اسلامی ایران پذیرفته شده است و رکن اساسی جامعه و دولت به شمار می آید.

آنارشیسم این نظم و این نظام را به چالش می کشد. همه قوانین در جمهوری اسلامی در معرض مواجهه با یک انقلاب آنارشیستی آرام و یا حتی سخت هستند. همچنین این خطر، هنجارهای اجتماعی را نیز تهدید می کند. لذا بنیان ادب و احترام، قانونمندی، دینداری و تعهد در جامعه، در معرض خطر این انقلاب ها قرار دارد.

انقلاب پوشش در جمهوری اسلامی ایران

چیزی مشابه آن چه در مورد قوانین پوشش در بریتانیا گذشت را می توان در مورد جمهوری اسلامی ایران نیز بیان کرد. اگر به پوشش زنان، حداقل پس از تصویب قانون حجاب، نگاه بیندازیم متوجه وقوع یک انقلاب آنارشیستی از نوع آرام آن خواهیم شد. با آن که قانون برای رعایت نکردن حجاب اسلامی مجازات و تعزیر قرار داده است، اما اکنون عدم رعایت حجاب اسلامی پدیده ای شایع در جامعه ایرانی است. آنچه در واقع رخ داده است قیامی علیه بخشی از قوانین است که ظاهرا موفق هم بوده و یک تغییر اساسی را ، بدون توسل به خشونت، ایجاد کرده است.

راه علاج چیست؟

با اوصافی که از انقلاب آنارشیستی ذکر شد، حال مسئله آن است که عامل بازدارنده در مقابل این چالش ها برای جمهوری اسلامی چه می تواند باشد؟ اگر جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر اقتدار مشروع و سلسله مراتب حق بنا شده است، چه چیزی می تواند جلوی امواج سهمگین آنارشیستی را بگیرد که هر اقتداری را رو به زوال و نابودی می برد؟

پاسخ این مسئله را می توان در ادبیات خود آنارشیست ها جستجو کرد. الکساندر برکمن پاسخ را در یک کلام می دهد: ایمان به نظم موجود! عامل بازدارنده در مقابل انقلاب آنارشیستی، ایمان به نظم موجود است؛ این که افراد خود را متعلق به نظم موجود بدانند و نظم و نظام را نیز متعلق به خود بدانند.

مسئله برکمن در نیمه قرن بیستم آن است که چرا با حدود پنجاه سال پروپاگاندای انقلابی سوسیالیستی و آنارشیستی در آمریکا، تأثیر اندکی متوجه جامعه و نظام آمریکا شده است؟ همان چیزی که مسئله ما هم هست، البته به این صورت که چه باید کرد؟!

پاسخ برکمن برای ما منبع الهام است. ایمان به نظم موجود، بازدارنده از انقلاب است، زیرا افراد چیزی را که متعلق به خودشان است، تخریب نمی کنند. بنا بر این یکی از مؤثرترین راه های مواجهه با انقلاب های آنارشیستی به ویژه انواع آرام آن، تقویت ایمان به نظام است.

کلام پایانی

انقلاب های آنارشیستی آرام قیامی تدریجی علیه پایه های اقتدار در جامعه هستند. آن ها علیه ارزش ها، هنجارها، قوانین و سلسله مراتب به پا می خیزند و گاه آن ها را مغلوب می کنند، بدون آن که احساس شود نبردی در کار است و انقلابی در حال روی دادن است.

شاید تصور شود که این انقلاب ها بر روی موضوعات خرد همچون پوشش و حجاب رخ می دهند اما موضوع اصلی فرهنگی است که به همراه انقلاب می آید. فرهنگ اقتدارستیزی و خوی آنارشیستی که جامعه را تحت تأثیر قرار می دهد، گامی به جلو برای انقلاب های بیشتر و گسترده تر است.

امواج انقلاب های آرام آنارشیستی اکنون بخش های قابل توجهی از جامعه ما را تحت تأثیر قرار داده و موفقیت هایی را نیز به دست آورده است. اما پیش از آن که این امواج به سونامی تبدیل شود، باید به فکر علاج آن بود. راه علاج، یا دست کم یکی از راه های علاج، تقویت ایمان افراد نسبت به نظم موجود است. این ایمان باعث می شود تا آن ها این نظم و این نظام را متعلق به خود بدانند و این حس تعلق خود مانع از انقلاب است.


  • ‏‫Claeys، Gregory؛ Cummings، Michael S.؛ و Sargent، Lyman Tower. (۲۰۱۳). Encyclopedia of modern political thought. SAGE Reference/CQ Press.
  • Ness, Immanuel (ed.). (2009). The International Encyclopedia of Revolution and Protest. John Wiley & Sons, Ltd.
  • Ward, Colin. (2004). Anarchism (Vol. 116). Oxford University Press.
  • Eckstein, A. M. (Invalid Date).Anarchy. Encyclopedia Britannica. https: //www.britannica.com/topic/anarchy
  • Giddens, Anthony; Sutton, Philip W. (2017): Essential concepts in sociology. Second edition. Cambridge: Polity Press.
  • ‏‫برکمان، ، آلکساندر؛ Berkman؛ و کاسبی، هومن. (۱۳۹۷). الفبای آنارشیسم. انتشارات شوند.
  • ‏‫وودک‍اک‌، ، ج‍ورج‌؛ Woodcock؛ و ع‍ب‍دال‍ل‍ه‍ی‌، ، ه‍رم‍ز. (۱۳۹۶). آنارشیسم (ج ‏‫؛ 59.). نشر چشمه.

[1]. Quiet revolution
[2]. nonviolent revolution
[3]. people power revolution

نظرات

پاسخ دهید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

12 − 7 =