طرح خاورمیانه جدید واشنگتن در ترفندی توام با شکست

جدیدترین ها

تحرکات پان‌ترکیستی در قفقاز جنوبی

خروج آمریکا از غرب آسیا، باعث برهم خوردن بسیاری از معادلات قدرت در این منطقه می شود و هرکدام از کشور های مقیم این منطقه، سعی در کسب سهم خود در این معادلات می کنند. جمهوری آذربایجان در ماه های اخیر دست به ماجراجویی های گسترده ای در اطراف مرزهای خود زده است. جنگ قره باغ و تنش های اخیر با ایران از نمونه تحرکات این کشور بوده است. به طور کلی ریشه این تحرکات به روابط نزدیک این کشور با رژیم صهیونیستی و همچنین روابط نزدیک با ترکیه ذیل ایدئولوژی پان ترکیسم برمی گردد.

امنیت سایبری (13)

گزارش مجمع ایرانی دفاع از حقیقت در موضوع "امنیت سایبری"

آتش زیرخاکستر: بحران روابط ایران و آذربایجان

ایران و جمهوری آذربایجان به علت وجود مناسبات تاریخی خاص و ادعاهای سرزمینی که...

قدرت دولت

کیستی مؤلف «مزامل حسین» استادیار مطالعات جهانی رسانه در گروه مطالعات ارتباطات دانشگاه میشیگان و...

امنیت سایبری (12)

گزارش مجمع ایرانی دفاع از حقیقت در موضوع "امنیت سایبری"

سرمایه‌داری افسار گسیخته چگونه طبقه متوسط را در آمریکا...

محمد کرمانی نوشت: شرکت فروشگاه‌های زنجیره‌­ای وال ­مارت که از سال 2008 با نام...

نگاشت های محبوب

ما در مرحله “ترفند شکست خورده” واشنگتن در طرح ناموفق “خاورمیانه جدید” هستیم. اجازه دهید در این باره بیشتر توضیح دهم. طرح “خاورمیانه جدید” که توسط وزیر امور خارجه پیشین کاندولیزا رایس در اسرائیل در سال ۲۰۰۶ اعلام شد، قصد داشت تمام اراده های سیاسی مستقل در منطقه را از بین ببرد. فرقی نمی کرد که دولت یا مردم مستقل از چه نوع باشند یا اینکه آیا آنها تجزیه شده اند یا خیر (در هر صورت این اقدام مانعی برای مقاومت بود)، آنچه برای واشنگتن مهم بود این بود که این دولتها با آن متحد نبوده و از قلمرو آن خارج بودند.

از آغاز این قرن آموزه های پنتاگون از “گستره کامل سلطه” و “تخریب دول غیرمتّحد” سخن گفته است. برنامه مهمتر این بود که رقبای بالقوه (روسیه، چین یا هر بازیکن مستقل اروپایی) را از منطقه حذف کند یا شرایط تعامل را به آنها تحمیل کند. همچنین منع گسترش شبکه های چینی به سمت غرب، به ویژه طرح ابتکار زیرساخت “کمربند و جاده” آن و جلوگیری از ایجاد پیوندهای قوی بین اروپا و آسیا یکی از اهداف مهم آن بود. واشنگتن همواره از اتحادیه اوراسیا بسیار واهمه دارد. اگر اروپا و آسیا روابط خوب و نزدیک داشته باشند، ایالات متحده در هر دو قاره چه نقشی خواهد داشت؟

زبیگنیو برژینسکی در مورد این “بازی بزرگ” کنونی نوشته است (به ویژه در کتاب خود بنام صفحه بزرگ شطرنج) و لارنس ویلکرسون اخیراً این ایده ها را به روز کرده و خاطرنشان کرده است که اشغال افغانستان توسط ایالات متحده برای منع و بی ثبات سازی چین است.

با این پیش زمینه، ایالات متحده  به هر دو کشور افغانستان و عراق به طور متوالی حمله كرد و به هر دو ایالت به شدت آسیب رساند اما موفق نشد مقاومت را تحت فشار قرار دهد. به محض انجام چنین جنایات وحشتناکی، نیروهای مقاومت در سرزمین شامات به نماینده اصلی ایالات متحده در منطقه (مستعمره اسرائیل در فلسطین) دو شکست را تحمیل کردند. نیروهای صهیونیستی در سال ۲۰۰۵ از غزه اخراج شدند و یک سال بعد مقاومت لبنان به رهبری حزب الله بار دیگر مهاجمان اسرائیلی را از جنوب لبنان اخراج کرد.

پس از نابودی رژیم صدام حسین، برای جلوگیری از ایجاد روابط تنگاتنگ و نزدیک بین دولت جدید و آسیب پذیر بغداد و دولت تهران، تروریسم به تعداد وسیعی وارد عراق شد. در سال ۲۰۰۶ داعش برای دامن زدن به اختلافات فرقه ای در عراق (به عنوان ISI) متولد شد و در سال ۲۰۱۲ گروه تروریستی در سوریه و عراق احیا شد.

واشنگتن با بهره گیری از اعتراضات به اصطلاح “بهار عربی”، که با شورش های ۲۰۱۰-۲۰۱۱ در مصر و تونس راه اندازی شد، از ارتش های نیابتی فرقه ای (که در ابتدا توسط قطر و سعودی ها تأمین و مسلح می شدند) برای حمله به لیبی و سوریه استفاده کرد. این شبه نظامیان فرقه ای (گروه جنگجویان اسلامی لیبی(LIFG)، النصره، HTS ،داعش و غیره) برای کمک به پیشبرد طرح “خاورمیانه جدید” واشنگتن مامور شدند.

پس از مداخله مستقیم ناتو، لیبی (با بالاترین سطح استاندارد زندگی در آفریقا) نابود شد اما سوریه مقاومت کرد. علی رغم قیام در بحرین، که با مداخله سعودی در هم شکسته شد، سلطنت های خلیج فارس (که در بین تمام رژیم های عربی از دموکراتیک کمتری برخوردار است) توسط این اعتراضات “بهار عربی” مصون بودند.

با وجود اینکه بین سبک دولتهای بوش، اوباما، ترامپ و بایدن تفاوتهایی وجود داشت، طرح خاورمیانه جدید همچنان در تمام این دولتها در جریان بود، اما با مشکلات جدی روبرو شد. واشنگتن انتظار نداشت كه سوريه بتواند فقط با حمايت مستقيم حزب الله بمدت طولانی مقاومت كند، بويژه پس از آنكه اردوغان رئیس جمهور تركیه در سال ۲۰۱۲ به طور جدی وارد جنگ شد. سوریه تا اوایل سال ۲۰۱۵ موفق شده بود تا نمایندگان تروریست را از بیشتر مناطق غربی خود بیرون کند؛ اما از سوی دیگر ترکیه ارتشهای نیابتی جدیدی را از شمال به داخل این کشور اعزام کرد، در عین حال واشنگتن حمله داعش را از شرق ترتیب داد.

در این مرحله بود که پیوندهای محکم تر بین نیروهای مقاومت، حمله استعمارگران را به عقب نشینی وا داشت. در سپتامبر ۲۰۱۵ یک نیروی ترکیبی ایران – روسیه از ارتش عربی سوریه پشتیبانی کرد و پیشروی های النصره و داعش را پس گرفت. تشکیل حشد الشعبی، شبه نظامی بومی اصیل در عراق، نیز اتفاق بسیار مهمی بود.

طی سالهای ۲۰۱۶-۲۰۱۷ حلب، پالمیرا و دیرالزور آزاد شدند. داعش در عراق شکست خورد و در اواخر سال ۲۰۱۷ قاسم سلیمانی فرمانده مقاومت گزارش داد كه در حقیقت داعش در منطقه شکست خورده است. سال بعد یعنی سال ۲۰۱۸، نیروهای یمنی به رهبری انصارالله ضربات و صدماتی مهلکی بر ارتشهای مزدور اعزامی توسط سعودی ها که تحت فرمان واشنگتن بودند، وارد کردند.

به همین دلیل است که من اظهار داشتم از سال ۲۰۱۵ به بعد آغاز مرحله “ترفند شکست خورده” در طرح جدید خاورمیانه واشنگتن می باشد. امپریالیست ها و نمایندگان آنها اکنون “عقب نشسته اند” و مجبور شده اند به مداخلات مستقیم در سوریه و عراق متوسل شوند تا برای نمایندگان تروریست خود پناهگاه امنی فراهم سازند و شکست سنگین را به تأخیر بیندازند.

سوریه اکنون توسط ترکیه، ایالات متحده آمریکا و اسرائیلی ها اشغال شده است، اما این مواضع اشغالگرانه ضعیف و آسیب پذیر است. عراق به تدریج در حال بازیابی برخی اراده های سیاسی خود است و (به ویژه پس از قتل قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس) به صراحت اعلام کرد که نیروهای آمریکایی (که در سال ۲۰۱۴ هنگامی که عراق ضعیف بود دعوت شدند) باید آنجا را ترک کنند. ضمناً ائتلاف سلطنتی در یمن و افغانستان در حال شکست است.

مستعمره اسرائیل وانمود کرده است که پیشرفت هایی داشته اما در حقیقت به سرعت در حال از دست دادن مشروعیت بین المللی خود است، زیرا چهره آپارتاید آن کاملاً فاش شده است و داستان ساختگی “دو کشور” دیگر جایگاهی ندارد. از بسیاری جهات، اختلاف نظر بین فلسطینی ها و پیوندهای تشکیلات خودگردان فلسطین با داستان ساختگی دو کشور همچنان به عنوان موانع اصلی باقی مانده است. یک کمپین ضد آپارتاید “دولت واحد دموکراتیک” آشکارا و با اتحاد می تواند مشروعیت اسرائیل را در هم شکند.

دولت ترامپ جنگ اقتصادی علیه سوریه را تا عراق، لبنان و ایران گسترش داد و اتحادیه اروپا مطیعانه از آن پیروی کرد. اما محاصره کل منطقه نشانه ضعف استراتژیک است و توافق نامه های جدید با روسیه و چین را تقویت کرده است، چیزی که پروژه خاورمیانه جدید همیشه درصدد منع آن بود.

از این رو ما به شرایط بحرانی فعلی رسیدیم. در مورد بازماندگان برجام متوقف شده (توافق هسته ای۲۰۱۵) با ایران (که فقط برای محدود کردن نقش ایران در منطقه ایجاد شده است) اختلاف وجود دارد، این در حالی است که ایالات متحده به دنبال راهی برای خروج از افغانستان، عراق و سوریه است، سعودی ها عاجزانه خواهان آتش بس با یمن هستند و بسیاری از صهیونیست ها هنوز نمی توانند فروپاشی  قریب الوقوع اسرائیل آپارتاید را پیش بینی کنند.

اما مرحله ترفند شکست خورده همچنان خطرناک است و رهبری مقاومت باید اقدامات باقی مانده را با دقت انجام دهد.

نظرات

پاسخ دهید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

چهار × 4 =