شهر مجازی چین با 100 میلیون کاربر آمریکایی در قلب آمریکا

جدیدترین ها

فاتح تهران

«تهران» عنوان سریالی است که فصل نخست آن به تازگی از شبکه اسرئیلی «کن»،...

امنیت سایبری (17)

گزارش مجمع ایرانی دفاع از حقیقت در موضوع "امنیت سایبری"

بررسی تفکر نظامی چینی در مورد دستکاری رسانه‌های اجتماعی...

انتشار: چاینا بریف، جلد: 21، شماره: 7نویسنده: ناتان بوچمپ مستفاگا، جسیکا درون12 آوریل 2021،...

ویروس صهیونیستی Pegasus بلای جان جریان آزاد اطلاعات

در 15 می 2017، خاویر والدز، روزنامه‌نگار هنگام خروج از دفترش به ضرب گلوله...

جستاری بر تاثیر رسانه‌ ای به نام موسیقی بر...

امروزه، رسانه‌ها در فرایند تعریف هویت و بازتولید آن برای جوانان از اهمیت جدی...

نظریه کاستلز و رسانه

مقدمه «فیلیپ هووارد» استادیار رشته‌ی علوم ارتباطات در دانشگاه واشنگتن است. هووارد مقالات متعددی در...

نگاشت های محبوب

زمان زیادی از پیمان وستفالی گذشته است. مرز کشور ها روی خاک مشخص میشد و با یک نقشه میتوانستید تصویر محدوده کشور ها را ببینید. اما در عصر مجازی شاید صحبت کردن از مرز بندی ها به این سادگی نباشد. فردی در آمریکا از پلتفرمی استفاده میکند که شرکت سازنده‌ی آن چینی است. یا اینکه فردی در ایران خوراک خود را از رسانه هایی میگیرد که مرکز آنها در لندن است با وجود اینکه تماما موضعی ضد حاکمیت ایران داشته باشد. همین باعث شده مولفه های قدرت در دنیای امروز متفاوت تر از گذشته باشد. کشور ها برای افزایش قدرت خود به جای اینکه خاک کشور خود را افزایش دهند دنبال این هستند که ذهن افراد را در اختیار بگیرند. البته این متوقف به دولت ها نیست و همین نگرانی بابت شرکت های بزرگی مثل آمازون و … وجود دارد. وقتی داده ها جمع میشوند، جذاب میشوند؛ چه برای شرکت ها و چه دولت ها و نهاد های امنیتی.. وقتی شخصیت و رفتار یک فرد را بشناسید، می توانید به فکر و کنش او جهت دهید.

تیک تاک یا بمب اتم؟

داده و اطلاعات شهروندان یکی از مولفه های اصلی عصر مجازیست. جمع شدن داده های زیادی از شهروندان یک کشور حتی میتواند به کالای استراتژیک تبدیل شود. پیدایش ادبیات حکمرانی داده (data governance) در همین راستا بوده است. بنظر شما بمب اتم چین برای آمریکا خطرناک تر است یا برنامه تیک تاک؟ در نگاه اول احتمالا بگویید اگر چین بمب اتم داشته باشد تهدید بزرگ تری برای آمریکا محسوب می‌شود! اما اجازه بدهید قانع نشویم. هرچند داشتن بمب اتم تهدید بزرگی است اما داشتن نرم افزاری با 100میلیون کاربر آمریکایی برای آمریکا احساس خطر بیشتری ایجاد میکند. دعوای فیلتر و عدم فیلتر تیک تاک نشان دهنده اهمیت آن برای حاکمیت امریکاست.

کالای استراتژیک قرن 21

«مشکل این نیست که کاربران تیک تاک در حال افشای اطلاعات محرمانه ای هستند که بر سازمان های نظامی یا اطلاعاتی ما تأثیر می گذارد ، چه برسد به داده های طبقه بندی شده. اما این برنامه در حال جمع آوری مقدار زیادی از داده ها است. شرکت مادر (TikTok ByteDance) می تواند اطلاعات کاربر آمریکایی را به دولت چین ارائه دهد. داده ها به عنوان مهمترین کالای استراتژیک مهم جهان تبدیل شده اند. کسانی که دسترسی به حجم وسیعی از داده ها را کنترل می کنند ، دست خود را بر اهرم های قدرت در قرن 21 دارند.»[1]این جملات از آرتور هرمان تاریخ نگار مشهور آمریکایی قابل توجه است. هزینه جنگ های سخت برای کشور ها بالاتر رفته است. کمتر کشوری میتواند به طور مستقیم وارد جنگ سخت شود بدلیل اینکه قانع کردن افکار عمومی جهان برای پذیرش این اقدام اصلا ساده نیست.

وقتی ذهن میدان نبرد می‌شود

جنگ در عصر مجازی شکل جدید خود را پیدا کرده است. به همین خاطر کشور ها و نهاد های امنیتی جنگ شناختی را در اولویت خود قرار داده اند. و همین امر باعث شده که کشور ها از اطلاعات شهروندان خود حفاظت کنند و نگذارند در دست دشمن و نهادهای امنیتی آن بیفتد. در جنگ شناختی هدف بدست آوردن ادراک، تفکر و ذهن افراد کشور دشمن است. میدان نبرد در جنگ شناختی ذهن افراد است. وقتی این اطلاعات در اختیار سایر کشور ها قرار گیرد، با استفاده از رسنه و عملیات های روانی میتوانند در کشور های دیگر بحران ایجاد کنند.

گفته شد که اطلاعات شهروندان در فضای مجازی یک کالای استراتژی در این قرن است. یکی از مهمترین بستر های بدست آوردن این اطلاعات پلتفرم ها هستند. بخشی از احساس خطر جامعه مدنی آمریکا از رفع فیلتر تیک تاک ناشی از این امر است. وقتی شما ویژگی های شخصیتی مردم یک کشور را بدانید و آنها را به صورت تفکیک شده و همچنین داده های کلان در اختیار داشته باشید، میتوانید با روایت های متناسب نظر و رای آنها را تغییر داده و حتی کاری کنید که علیه کشورشان بشورند. جنگ شناختی در حالت افراطی این پتانسیل را دارد که کل جامعه را بشکند (و در آن شکاف ایجاد کند) و تکه تکه کند ، به طوری که دیگر اراده جمعی برای مقاومت در برابر مقاصد دشمن ندارد. حریف می تواند به طرز قابل ملاحظه ای یک جامعه را بدون توسل به زور و اجبار تحت سلطه خود درآورد.[2]

جنگ شناختی با ظاهری لطیف و بدون خونریزی

جنگ شناختی بر خلاف جنگ سخت ظاهر خشنی ندارد وحتی ممکن است با شعار های عوام فریبانه و آزادی خواهانه همراه شود اما اهداف و تاثیر آن اگر خطرناک تر از جنگ سخت نباشد کمتر نیست. اگر روحیه امید از یک جامعه گرفته شود، یا اینکه اعتماد به دولت و حاکمیت در افکار مردم از بین برود و یا اینکه حاکمیت مشروعیت خود را از دست بدهد برای دشمن بهترین حالت است که بتواند بدون خونریزی کشوری را از پا در آورد. حتی با این کار میتواند یک انقلاب ایجاد کند و یا کشوری را دچار آشوب کند.

به لشگر های بزرگ احتیاجی نیست

نکته مهم این است که کاربران در فضای مجازی متوجه نمیشوند تحت عملیات روانی یا جنگ شناختی هستند. افراد گمان میکنند سطح دانش آنها بالا رفته و بازی نمیخورند. آنها فکر میکنند با گسترش فضای مجازی اطلاعات و آگاهی آنها از واقعیت های پیرامون گسترش پیدا کرده است. اما در واقع آنها در چنبره روایت ها گیر افتاده اند. اگر از کاربران فضای مجازی و شبکه های اجتماعی بپرسید آیا آگاهی آنان افزایش پیدا کرده و معلومات آنها زیاد شده میگویند بله! اگر این سوال را بپرسید که آیا شما تحت تاثیر سلبریتی های مجازی یا کمپین ها و رفتار های توده ای ( یا به اصطلاح، گله ای) هستید؟ به احتمال زیاد پاسخشان خیر است. اما در واقع آنچیزی که اتفاق می افتد بر عکس این است. بر فضای مجازی ابر روایت ها حاکم است و از یک واقعیت میتواند روایت های متناقض برداشت شود و تشخیص واقعیت یا روایت درست کار هر کسی نیست. آنچیزی که برای توده در شبکه های اجتماعی اتفاق می افتد واکنش های احساسی از روی تفکرات سطحی است. حاکم بودن فضای هیجانی و احساسی بر شبکه های اجتماعی باعث شده که دیگر برای پخش شدن ویروسی یک خبر نیاز به ربات ها نباشد. پیام هایی که با احساس نفرت و غافلگیری همراه است  خودش باعث میشود کاربران عادی این پیام ها را بازنشر کنند.[3] همین امر باعث میشود در جن شناختی احتیاج به لشگر بزرگ نباشد و خود مردم یک کشور به عنوان یک سرباز فعال عمل کنند.

دفاع و بازدارندگی

اینکه بخواهیم خودمان جلوی انتشار اطلاعات را بگیریم کار راحتی نیست. ما ناگزیریم از اینکه اطلاعات خود را منتشر کنیم؛ ما وقتی وارد شبکه های اجتماعی میشویم یا به عنوان مثال خرید اینترنتی میکنیم یا جستجو هایی که در اینترنت انجام میدهیم، از خود اثری به عنوان داده بر جای میگذاریم. البته این امر منافع و مضراتی دارد اما قابل جلوگیری نیست. به همین خاطر برای افزایش توان دفاعی باید بیشتر بر روی افزایش قدرت خود سرمایه گذاری کنیم تا اینکه یک بازدارندگی ایجاد شود.

همانطور که قدرت موشکی ایران در برابر دشمنان بازدارندگی ایجاد میکند، ابزار های جنگ شناختی هم می تواند همین نقش را ایفا کند. به عنوان مثال در حال حاضر تیک تاک یک ابزار بالقوه برای چین است که ایجاد بازدارندگی میکند. ایجاد بازدارندگی، بیشتر از دفاع کردن میتواند دست دولت ها را باز بگذارد؛ البته این دو نافی یکدیگر نیستند و توامان باید در کنار هم وجود داشته باشند.

نوع دفاع در عصر مجازی باید متناسب با آن باشد. رسانه یکی از ابزار های مهم برای دفاع و افزایش قدرت است. رسانه دریچه ارتباط با افکار عمومی در عصر مجازی است و میتواند در شبکه های اجتماعی یا شبکه تلوزیونی یا … باشد. رسانه اثر گذار هم به عنوان یک عامل دفاعی و هم عامل تهاجمی نقش آفرینی می‌کند.

پیشنهادات

  • دولتی بودن در عصر مجازی: یکی از نقاط ضعف فعالیت در فضای مجازی ، دولتی بودن است. پلتفرم دولتی، رسانه های دولتی و… . پسوند دولتی خودش مانع رشد در این فضا و یک آسیب رسانه و پلتفرم ها است. زیرا مردم نظارت بر خودشان را در این فضا بر نمیتابند و دولتی بودن در افکار عمومی با مفهوم نظارت کردن عجین است.
  • توجه به ذائقه رسانه ای: در این مقاله کمی به اهمیت رسانه در عصر مجازی پرداختیم. یکی از نکات مهم برای اثر گذاری رسانه ها این است که به ذائقه رسانه ای جامعه هدف توجه کنیم. اینکه از چه نوع محتوا و در کدام شبکه اجتماعی و پلتفرم استفاده میکنند. به عنوان مثال جامعه عرب (مردم کشور های عرب زبان) بیشتر از محتوای ویدیویی در یوتیوب (youtube) استفاده میکنند. و به عنوان مثال محتوای اینستاگرامی به دست آنها نمیرسد. همچنین باید به کلیشه های فرهنگی هر منطقه توجه کرد و به عنوان مثال ترجمه محتوا از فارسی به عربی کافی نیست، بلکه محتوا باید با فرهنگ و اعتقادات جامعه هدف هم سو باشد.
  • مشارکت بخش خصوصی: بخش خصوصی به دنبال ایده های ناب و باصرفه اقتصادی است. وقتی یک ایده بتواند آورده صرفه اقتصادی به همراه خودش داشته باشد مورد مایت بخش خصوصی قرار میگیرد. مهم این است که دولت قوانین شفاف و دقیق و دائمی برای این حوزه تدوین کند تا افراد با حمایت بخش خصوصی راحت تر بتوانند در این فضا فعالیت کنند.

[1] Arthour Herman: https://www.forbes.com/sites/arthurherman/2021/06/10/lifting-the-tiktok-ban-is-a-mistake/?sh=5e357a4c2953
[2] Johns Hopkins University & Imperial College London/ Countering cognitive warfare: awareness and resilience: https://www.nato.int/docu/review/articles/2021/05/20/countering-cognitive-warfare-awareness-and-resilience/index.html
[3] Johns Hopkins University & Imperial College London/ Countering cognitive warfare: awareness and resilience: https://www.nato.int/docu/review/articles/2021/05/20/countering-cognitive-warfare-awareness-and-resilience/index.html

نظرات

پاسخ دهید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

ده − یک =