ابرهای تاریک بلاتکلیفی بر جامعه آمریکا سایه افکنده است

ایالات متحده در دوران  تاریک خود به سر می برد و  من نمی توانم نسبت به این قضیه خوش بین باشم. طی چهار سال گذشته، انجمن های نومحافظه کار و نئولیبرال طبقه حاکم که پیشتر حداقل در ملا عام در تضاد بودند، اختلافات جزئی خود را کنار گذاشته تا جبهه ای متّحد برضدّ ترامپ تشکیل دهند. دموکرات ها و جمهوری خواهان مستقر، پوپولیسم راست گرای ترامپ و پوپولیسم چپگرای برنی سندرز را به عنوان تهدیدهایی برای تجارت جهانی، دولت نظارتی و آرمان های امپریالیستی می دانند.

در چند دهه اخیر برنی سندرز محبوب ترین کاندیدای دموکرات بود؛ زیرا وی طرح هایی را که طبقه کارگر به آنها نیاز دارد مانند مراقبت های بهداشتی، تحصیلات عالی، حقوق زندگی و غیره ارائه می داد. دموکرات ها به جای پذیرفتن جنبه های مثبت پلت فرم سندرز، تصمیم گرفتند که با پذیرش جمهوری­خواهان ضد ترامپ، فعّالانه در جهت مخالف وی حرکت کنند و این نیز موثّر واقع شد.

این جبهه متّحد که اکنون برای به دست گرفتن قدرت آماده می شود، شامل نئوکان  های (نو محافظه کاران) معروف و جنایتکاران مبارز مانند دیک چنی، جف فلیک، جان کاسیچ، خانواده جان مک کین و کالین پاول در میان بسیاری افراد دیگر است. اما اینها تنها بخشی از این جبهه هستند. سازمان­های اطلاعاتی مانند FBI، CIAو DHS نیز به دموکرات ها و جمهوری خواهان مستقرعلیه ترامپ پیوسته اند. نزدیک به ۳۰۰ عضو جامعه اطلاعاتی، بیانیه مشترک حمایت از بایدن را در زمان نامزدی وی نوشتند.

در حالی که مردم سخنان راست افراطی ترامپ را به حق رد کردند، اما ایشان در تصدیق [وجود] ابرقدرت فاشیستی که درست مقابل چشمانشان تحت دولت بایدن-هریس در حال شکل گیری بود، شکست خوردند. اتحادیه نئولیبرال دارای مشخصات مشابه با جنبه های اقتصادی فاشیسم است: همکاری طبقاتی، طبقه بندی نادرست کارگران به عنوان پیمانکار، نظارت گسترده، اجازه دادن به شرکت ها برای تعیین قوانین و مقررات  و غیره. با روی کار آمدن دولت بایدن-هریس، هوش مصنوعی نیز گسترده خواهد  شد – محروم شدن شماری از آمریکایی ها از شغل هایشان، تقویت دولت نظارتی به حدّ غیرآرمانگرایانه­ای نتیجه این امر است.

وقتی هیچ سیاستی برای بهبود شرایط مادی ما وجود نداشته باشد، مردم فقیرتر و ناامیدتر می شوند. بدون هیچ امید و جایگزینی، اختلافات در میان مردم گسترش خواهد یافت و وضعیت ما در این چهار سال بسیار بدتر از زمانی خواهد بود که تحت سلطه ترامپ بودیم. متأسفانه، به نظر می رسد که این مسیری است که ما در جهت آن حرکت می کنیم. 

مدتی است که در ایالات متحده درگیری ها در حال وقوع است. طی 30 سال گذشته، سیاست های تجارت نئولیبرال جهان گرایان، مشاغل را به خارج از کشور واگذار کرده است در حالی که دستمزد را در داخل کاهش می دهد.

واشنگتن با همکاری شرکتها دست به دست هم داده اند تا شبکه کوچک ایمنی را که از طریق خصوصی سازی در اختیار داشتیم، از بین ببرند. همه چیز در اینجا خصوصی شده و هزینه های ماهیانه زندگی بسیار بالا می باشد: مبالغ اجاره، آب، گاز، برق، دسترسی به اینترنت، دارو، اخبار وغذا. میلیون ها آمریکایی (از جمله خودم) بیمه درمانی، پول بازنشستگی، مدرک دانشگاهی یا حتی پول کافی برای تعمیر اضطراری اتومبیل ندارند. قیمت اجاره به طور سرسام آور افزایش یافته است و بیشتر مردم بیش از نیمی از درآمد ماهانه خود را فقط برای مسکن و هزینه های بسیار زیادی را نیز برای قبض خدمات شهری پرداخت می کنند.

بعلاوه، ما تحت کنترل یک نیروی پلیس نژادپرست، استثمارگر و خشن زندگی می کنیم. زمانی که پلیس درحال کشتن افراد غیرنظامی نیست، در حال دستگیر کردن افراد، به جرم جنایات غیر خشونت آمیز است تا برای دولت پول اخاذی کند.

مردم بدون هیچ چشمداشت و کنترلی بر روند سیاسی، عصبانی، ناامید و دائما تحت فشارهای عصبی هستند. ایالات متحده به شدت در آستانه ناآرامی های جدی قرار دارد. مردم همچنین گیج شده اند و نمی دانند دشمن واقعی چه کسی است زیرا اخبار ما به عنوان پروپاگاندا  برای دولت و شرکت ها عمل می کند.

مردم به جای اینکه  شرکت ها و دولت ها را مقصر پایین آمدن کیفیت زندگی خود بدانند، انگشت اتهام را به سمت یکدیگر می گیرند. به همین دلیل بود که در انتخابات ۲۰۱۶ ترامپ پیروز شد. ترامپ با مقصردانستن مهاجران، مسلمانان، مکزیکی ها و غیره از ترس و هراس و نژادپرستی بنیادی، بهره برد. اکنون، بایدن از همان ترسها سو استفاده کرد و ترامپ و طرفدارانش را مقصر همه مشکلات ما دانست و خود را به عنوان تنها محافظ بین ما و دولت قریب الوقوع فاشیستی وصف کرد. اما صرف نظر از اینکه دموکرات قدرت را دست بگیرد یا جمهوری خواه، باز هم فاشیسم نوین همچنان در حال شکل گیری است.

نیمی از کشور نسبت به دوره ریاست جمهوری آینده بایدن احساس ظلم و خشم می کنند. نیمی دیگر از آمریکایی ها احساس می کنند که انتخاب بایدن همه چیز را به حالت عادی بر می گرداند. متأسفانه، “عادی” لزوما به معنای “خوب” نیست و بایدن برای کاهش تنش بین مردم کار مفیدی انجام نمی دهد. سخنان او پوچ و بیهوده است و اخیراً مردم نسبت به دولت، به ویژه سیاستمداران حرفه ای مانند بایدن و کمالا هریس، اعتماد خود را از دست داده اند.

دولت بایدن-هریس بدون شک به معاملات تجاری نئولیبرالی مانند مشارکت ترانس اقیانوس آرام ادامه خواهد داد، جنگ ها را در خارج از کشور تشدید خواهد کرد، اخراج ها را ادامه خواهد داد و به جای تأمین حمایت مالی مورد نیاز ما از مالیات بر درآمد شهروندی، برای تامین بودجه ارتش استفاده خواهد کرد. تنش بین مردم در زمان بایدن به جای بهتر شدن بدتر خواهد شد.

با روی کار آمدن بایدن، حضور معترضان نیز به طور قابل توجهی کاهش می یابد. با این حال، شبه نظامیان راست گرا و گروه های نژادپرست مشابه آن، مثل همیشه عصبانی و پرقدرت خواهند بود. با توجه به اینکه پلیس همیشه طرف گروههای راست است، بدون شک همه چیز ترسناک خواهد شد. همه این ها فقط مستلزم زمان است. ما اخیراً شاهد بودیم که برخی از این خشونت ها در تابستان با تیراندازی در اعتراضات و اتومبیل هایی که به سمت معترضان رانده می شدند، اتفاق افتاد. با این وجود با روی کار آمدن دموکرات ها، شاهد پخش چنین گزارشاتی در اخبار شبانه نخواهیم بود زیرا دیگر هیچ سودی برای آنها ندارد.

من میدانم که دولت بایدن-هریس درمقایسه با دولت ترامپ، واکنش تهاجمی تری نسبت به اعتراضات نشان خواهد داد. هنگامی که از بایدن در مورد خشونت پلیس طی مبارزات انتخاباتی خود سوال شد، به جای اینکه حتی به سوال مربوطه پاسخ دهد، معترضان را به عنوان غارتگران خشن محکوم کرد.

علاوه بر این، کمالا هریس قبل از تصدی خود در سنا، به عنوان دادستان منطقه کار می کرد. هریس به عنوان دادستان منطقه سانفرانسیسکو، درصد محکومیت جرم را از ۵۰٪ به نرخ نامطلوب ۷۶٪ افزایش داد. او همچنین زندانیان را در تاریخ آزادی مشروط شان، زندانی نگه داشت تا کالیفرنیا بتواند از آنها به عنوان کارگر کم خرج در جاهایی مانند مبارزه با آتش سوزی جنگل های کالیفرنیا استفاده کند.

بایدن و هریس هر دو از نظر سیاسی راستگرا هستند. به همین دلیل است که آنها جمهوریخواهان اصلی را در کارزار انتخاباتی و کابینه خود جذب کرده اند.

ما این را به وضوح خواهیم دید که در نهایت، اعتراضات دوباره تحت حاکمیت آنها فوران می کند. من پیش بینی می کنم که دولت بایدن-هریس در تابستان نیروهای گارد ملی را بسیار سریعتر از ترامپ به شهرها می فرستد و برای انجام این کار، دولت های ایالتی را نیز نادیده می گیرد. و با اتحاد دوباره آژانس های اطلاعاتی برای پشتیبانی از دولت بایدن-هریس، نظارت بر معترضان و آدم ربایی ها ممکن است بسیار بدتر شود.

در پی قتل مایکل براون توسط پلیس و اعتراضات سراسری که در فرگوسن و میسوری آغاز شد، سازمان دهندگان سیاسی و معترضان در شرایط مرموزی کشته شدند. مردم وقتی ادعا می کنند دولت بایدن-هریس نسبت به آمریکای ترامپ، مکانی امن تر برای معترضین است، که به راحتی این مرگ های وحشتناک را فراموش کرده اند.

اینکه بگوییم چگونه دولت امنیتی، بین گروه های مختلف، به ناآرامی در خیابان ها پاسخ خواهد داد، دشوار است. وقتی سوال پیش می آید، پلیس همیشه طرف گروه های راستگرا است. اما در پایان روز، پلیس و دولت، خواهان ثبات هستند و آنها برای به دست آوردن آن هر کاری که لازم است انجام خواهند داد. دولت از اینکه مردم نسبت به روند انتخاباتی و نهادهای دولتی اعتماد خود را از دست دهند به طور جدی می ترسد، با این اوصاف تحمل ناآرامی از هر طرف غیر قابل تصور است.

جدیدترین ها

جنگ روسیه – اوکراین و نتایج آن بر جنگ...

مقدمه بیش از یک سال است که از جنگ روسیه و اوکراین میگذرد ، عواقب...

سیاسی | مرجعیت رسانه‌ای در ایران: چیستی، چرایی و...

گزارش مجمع ایرانی دفاع از حقیقت در موضوع "سیاسی"

 ایدئولوژی تضاد ایالات‌متحده در عرصه نظام بین‌الملل

در عرصه سیاست خارجی، تحلیل سیستمی زیر را از سیاست خارجی کشورها ارائه می‏دهم و...

احیای داعش و بحران‌سازی، تلاش مشترک آمریکا و رژیم...

امیر نظامی مقدم؛ دبیر اندیشکده راهبردی مقاومت دانشگاه امام صادق علیه السلام چکیده مجموعه ملاحظات استراتژیکی...

ایران و قفقاز؛ خاک_شیشه_استخوان

پدیدار شناسی سیاست خارجی ایران در منطقه قفقاز از نگاه نظریه رئالیسم تحولاتی که در...

بررسی جایگاه هویت ملی در راهبرد دفاع ‎همه ‎جانبه...

1. امنيت هستي‌شناختي نظريه امنيت هستي‌شناختي در روابط بين‌الملل برگرفته از نظريه وجود انساني آنتوني...

نگاشت های محبوب

نظرات

پاسخ دهید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

نوزده + هجده =