آینده روشن ایران در بسترهای اتحاد و همبستگی اوراسیا

جدیدترین ها

بررسی اثرگذاری چین بر آینده صنعت بازی‌های ویدیویی

چین علاقه فزاینده ای به بازار روبه رشد بازی‌های رایانه‌ای پیدا کرده است. این...

سناریوهای تعامل ایران و FATF

چکیده گروه ویژه اقدام مالی (Financial Action Task Force) یا به اختصار اف­ ای­ تی­...

تاثیر 5G بر امنیت سایبری

پذیرندگان اولیه 5G فناوری به دنبال بهره‌برداری کامل از زمینه‌های تحول‌آفرین این تکنولوژی می‌باشند. گسترش به کارگیری از شبکه‌های 5G سبب افزایش حملات سایبری به ویژه از نوع DDoS خواهد شد. همین امر نگرانی‌های امنیت ملی را برای دولتها در سراسر جهان ایجاد خواهد کرد.

دکترین سایبری – اروپا و ارتش‌های خصوصی

در شماره سوم از مجموعه نگاشت‌های «دکترین سایبری» استراتژی‌های سایبری تدوین شده توسط کشورهای...

در آمدی بر سیر تطور نظریه‌های خط مشی عمومی...

پیشگفتار در مقابل تصمیمات حمکرانی دولت، همواره گروه های موافق و مخالفی بوجود می­آید. ابزارهای...

لیبرال دموکراسی نخ نما شده آمریکایی

امروز هرچند تعداد کشورهای دموکراتیک در حال افزایش است، اما رضایت شهروندان از «دموکراسی‌های...

نگاشت های محبوب

یکی از مهمترین گرایش های قرن بیست و یکم اتحاد منطقه ای است که ایران به دلیل موقعیت ژئواستراتژیک خود فرصت خوبی برای دستیابی به آن دارد. سه بستر رسمی و دو بستر غیررسمی وجود دارد که ایران می تواند در آنها همکاری کند و برای این منظور ایران مستلزم تشکیل یک استراتژی جامع است. در این بخش مختصراً به توصیف هریک از این بستر ها با هدف ترغیب محققان ایرانی بمنظور دستیابی به کارآمدترین سیاست برای تعامل با همه آنها پرداخته شده است. سپس با چند پیشنهاد استراتژیک بسیار موثر که نویسنده با تمام وجود معتقد است جمهوری اسلامی باید به طور جدی به آنها بپردازد، خاتمه می یابد:

بستر های اتحاد و همبستگی اوراسیا

* سازمان همکاری اقتصادی (ECO):

ایران در حال حاضر عضو سازمان ECO است؛ سازمانی که خود این کشور، افغانستان، آذربایجان، جمهوری های آسیای میانه (CAR)، پاکستان و ترکیه را گرد هم آورده است. این گروه علی رغم داشتن پتانسیل بسیار بالا برای ارتباط نزدیکتر با اقتصاد اعضای خود، هنوز دستاورد چندانی نداشته است. همه این کشورها عمدتاً مسلمان نشین و دارای درجات مختلفی از میراث فرهنگی مشترک هستند که این امر حداقل از نظر تئوری می تواند روابط آنها را تسهیل دهد. موقعیت جغرافیایی آنها در امتداد منطقه ریملند اوراسیا جنوبی (ترکیه-ایران-پاکستان) و منطقه هارتلند اوراسیا (افغانستان- جمهوری آذربایجان-جمهوری های آسیای میانه) به این معنی است که ECO در نهایت می تواند به یک نیروی اقتصادی تبدیل شود و مورد توجه قرار گیرد.

* اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EAU)

اتحادیه اروپا به رهبری روسیه (که شامل ارمنستان، بلاروس، قزاقستان و قرقیزستان نیز می باشد) در حال حاضر یک توافق تجاری موقت با ایران دارد و هر دو طرف رسما امیدوارند که آن را به یک توافق نامه معنادار و بلند مدت در آینده تبدیل کنند. به دلایل استراتژیک ذکر این نکته مهم است که دو عضو اخیر EAU با ECO همپوشانی دارند. احتمال توافق تجاری جامع تر بین EAU و ایران در نهایت به آینده روابط روسیه و ایران بستگی دارد. از آنجا که وضعیت فعلی این دو کشور علی رغم برخی اختلافات همچنان پرقدرت است، مطمئناً در رسیدن به این نقطه عطف در مقطعی از زمان، جای امیدواری است.

* سازمان همکاری شانگهای (SCO):

ایران ناظر بر سازمانی است که بسیاری آن را به عنوان سازمان SCO به رهبری چین می دانند و غیر از جمهوری خلق، همه جمهوری های آسیای میانه را به استثنای ترکمنستان، هند، پاکستان و روسیه گرد هم می آورد. این بستر اتحاد و همبستگی پیچیده، ارتباط اقتصادی را با همکاری های مالی و امنیتی در هم آمیخته، و به همین ترتیب از بین سه سازمان مورد بحث، آن را امیدوار کننده ترین سازمان قرار می دهد. با این حال، مشکل اینجا است که اعضای جدید باید مورد توافق همه اعضای موجود باشند و طرفهای فرا منطقه ای ممکن است کشورهای کوچکتر CAR را تحت تأثیر قرار دهند تا علیه عضویت رسمی ایران رأی دهند.

* طرح اتصال قفقاز رییس جمهور علی اف:

 پس از پیروزی افتخار آمیز آذربایجان در آنچه باکو رسماً آن را جنگ میهن پرستانه سال گذشته می داند، رئیس جمهور این کشور از طرح بلند پروازانه ای برای متفق کردن ملت خود، ارمنستان، گرجستان، ایران، روسیه و ترکیه در بستر ائتلاف منطقه ای شش کشور رونمایی کرد. تا آنجا که نویسنده می داند، این طرح هنوز نام رسمی ندارد بنابراین موقتاً از آن به عنوان طرح اتصال قفقاز یاد می شود، زیرا همه ذینفعان پیشنهادی بخشی از منطقه هستند (ایران از لحاظ جغرافیایی کمتر از سایرین سهم دارد اما منافع اقتصادی و تاریخی عمیقی در آنجا دارد). در صورت موفقیت، این ایده می تواند معجزه های اقتصادی را برای منطقه رقم بزند.

* +W-CPEC:

دومین بستر غیر رسمی که در مقدمه ذکر شد به توسعه غربی پروژه شاخص طرح کمربند و جاده چین (BRI) از مسیر اقتصادی چین-پاکستان (CPEC) به ایران، آذربایجان، ترکیه و مسافت های دورتر مرتبط است. جنبه سیاسی آن در طرف پاکستانی خواهد بود تا از آن طریق این چشم انداز بررسی شود، اما برای عملی شدن این طرح نیاز به سرمایه گذاری چینی ها در ایران است. اهمیت مذاکرات پکن و تهران در مورد چیزی که برخی آن را یک معامله سرمایه گذاری گزارش کرده اند و ممکن است به بیش از صدها میلیارد دلار برسد، در این امر نهفته است. به عبارت دیگر، این ایده به حمایت چین بستگی دارد.

پیشنهادهای استراتژیک بسیار موثر

* تبدیل شدن به یک نیروگاه تولیدی را در اولویت قرار دهید:

نقش اقتصادی آینده ایران در اوراسیا نباید فقط به عنوان یک کشور ترانزیتی بین شرق و غرب باشد، بلکه باید به عنوان یک نیروگاه تولیدی باشد که می تواند کالاهای صنعتی و سایر کالاها را در سراسر کشورهایی صادر کند که با پنج بستر اتحاد که در بالا ذکر شد، سازگار باشند. این امر مستلزم تلفیق اقتصاد مقاومتی سرسخت حاکمیت در برابر فشارهای شدید تحریم های غرب با انگیزه های سرمایه گذاری اغواکننده است تا در این راستا از کمک های مالی مورد نیاز چینی ها و سایر کمک های مالی درخواست شود. ایران با ارتقا خوی سخت کوشی در ارتباط با اقتصاد مقاومتی خود می تواند درخواست خود را برای سرمایه گذاران خارجی ذی نفع به حداکثر رساند.

* هرگز “گروه دوستان” را فراموش نکنید:

ایران به کشورهای الجزایر، آنگولا، بلاروس، بولیوی، کامبوج، چین، کوبا، اریتره، لائوس، نیکاراگوئه، کره شمالی، فلسطین، روسیه، سنت وینسنت و گرنادینز، سوریه و ونزوئلا پیوست تا ائتلافی بنام “گروه دوستان مدافع منشور ملل متحد” ایجاد کند. آنها نه تنها با تجاوزات نظامی آمریكا در هر نقطه از جهان مخالف هستند، بلكه با سیاست تهدید و فشار اقتصادی آن خصوصاً از طریق برنامه های تحریمی یك جانبه این کشور مخالفند. ایران نباید فراموش کند که برای ارتقا منافع اقتصادی و قدرت نرم خود در سراسر جامعه بین المللی می تواند به این بستر اعتماد کند.


* بر ارتباط تمدنی درون -اسلامی تمرکز کنید:

ترکیه، ایران و پاکستان دارای سوابق اسلامی بسیار غنی هستند که در طول قرن ها بر شرکای افغان، آذربایجانی و آسیای میانه خود عمیقا تاثیر گذاشته اند. همچنین اولین گروه سه تایی شامل برخی از بزرگترین و قدرتمندترین کشورهای مسلمان در جهان و درمیان موثرترین کشورها هستند و البته هنوز تا حد زیادی  از پتانسیل های اقتصادی خود استفاده نکرده اند. بنابراین آنها باید بر بهبود ارتباط تمدنی درون-اسلامی بین خود تمرکز کنند تا یک محور همکاری غیررسمی ایجاد کنند که می تواند به عنوان سکوی پرشی برای گسترش مشترک نفوذ جمعی خود به طور عمیق تر در ECO و سایر بسترهای اتحاد اوراسیایی باشد.

* به عنوان درگاه ورودی اتحاد و همبستگی اوراسیا برای متحدان عمل کنید:

ایران باید تمام تلاش خود را بکار گیرد تا متحدان سیاسی خود عراق، لبنان (حزب الله)، سوریه و یمن (انصارالله) را به همان بسترهای اتحاد و همبستگی اوراسیا که جمهوری اسلامی در حال حاضر با آنها درگیر است، وارد کند. این کشور می تواند به عنوان درگاه ورودی آنها به این ساختارها عمل کند و در نهایت تعاملات رسمی آنها با خود را تسهیل بخشد. این اقدام احتمالاً با گفتگوهای غیررسمی مورد حمایت ایران آغاز می شود تا علاقه به عضویت این متحدان سیاسی و زمانبندی ممکن برای ایجاد آن را بررسی کند. این اقدام تنها برای همبستگی با متحدان ایران نیست، بلکه به شرکای احتمالی این کشور ارزشی را نشان می دهد که همکاری نزدیکتر با جمهوری اسلامی می تواند برای آنها نیز به ارمغان آورد.

* با وجود موانع سرعت به فعالیت های رو به جلو ادامه دهید:

مسیر دستیابی به اتحاد نزدیکتر اوراسیایی بخشی از روند تاریخی برگشت ناپذیر چند قطبی است، اما این مسیر دارای موانعی می باشد. در این راه مطمئناً سرعتگیرهایی وجود دارد، اما با این حال ایران باید همانند یک بازی طولانی از موانع عبور کرده و بدون توجه به آنها در این مسیر رو به جلو ادامه دهد. سرنوشت ژئواستراتژیک این کشور این است که به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از شبکه های اجتماعی اقتصادی و سیاسی رو به رشد ابرقاره عمل کند. رقبای قدیمی این کشور تمام تلاش خود را برای خنثی کردن این کار انجام می دهند، از جمله از طریق رایزنی با برخی از اعضای بستر اتحاد و همبستگی اوراسیا که ایران می خواهد به آنها بپیوندد، اما تهران هرگز نباید تسلیم شود.

نظرات

پاسخ دهید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

10 + دوازده =