آیا انتخابات ایالات متحده یک انتخابات کاملا دموکراتیک است؟

آیا انتخابات ایالات متحده یک انتخابات کاملاً دموکراتیک است؟ این سوال باید هم از نظر تاریخی و هم از نظر معاصر پاسخ داده شود. اولاً، از نظر تاریخی، سیستم انتخاباتی ایالات متحده هرگز کاملاً دموکراتیک نبوده است. پس از تأسیس کشور در پی جنگ جدایی از انگلیس بین سالهای ۱۷۷۵-۱۷۸۳، حق شرکت در انتخابات تنها به مردان سفیدپوست صاحب املاک  محدود می شد که بسیاری اسیر آنها بودند. هدف آنها ایجاد پناهگاهی برای واردات بیشتر آفریقایی ها برای بردگی اجباری و اخراج زورکی بومیان محلی از سرزمینشان بود. تقریباً ۹۰ سال طول کشید تا برده داری در ایالات متحده به طور قانونی از بین برود. لغو برده داری نتیجه مقاومت مردم آفریقا، متحدان آنها وتشدید مخالفت ها در سیستم آمریکایی بود. جنگ داخلی ممکن است به طور قانونی به برده داری خاتمه داده باشد، اما عدم موفقیت در بازسازی یک انجمن دموکراتیک پس از سال ۱۸۶۵ هنوز شخصیت سیاسیون را تحت تاثیر قرار می دهد. روند انتخابات، تحت سلطه سیاستمداران نژادپرست است که توسط طبقه حاکم سرمایه دار، حمایت مالی می شوند. امروز هر دو حزب دموکرات و جمهوری خواه نماینده رژیم سرمایه داری و امپریالیسم هستند. نژادپرستی بنیادی، یک سازوکار اجتماعی برای تقویت استثمار بزرگ در سیستم سرمایه داری است. گرچه حوزه های انتخاباتی  دو حزب حاکم متفاوت هستند، اما رهبری هر دو با حفظ وضعیت موجود در سطح داخلی و بین المللی، همسو هستند.

کاندیداها در سطح محلی، ایالتی و کشوری از طریق خرید تبلیغات در تلویزیون، رادیو، روزنامه و رسانه های اجتماعی ارتقا می یابند. این تبلیغات برای نامزدها بسیار گران است. جمهوری خواهان و دموکرات ها برای اطمینان از انحراف حوزه انتخابیه از موضوعات مهم مربوط به مسائل اجتماعی خود، میلیاردها دلار آمریکا در هر دوره انتخابات خرج می کنند. از آنجا که کمپین های تبلیغاتی به روشی مشابه، مانند بازاریابی محصولات مصرفی، طراحی شده است، هدف مشاوران رسانه ای، پایین آوردن استانداردهای مناظرات کنونی و تبدیل نزاع های دفاتر سیاسی به رقابت های فردی است. به عنوان مثال، در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری سال ۲۰۲۰ بین رئیس جمهور دونالد ترامپ و معاون اسبق رییس جمهور و سناتور جو بایدن، هیچ راه حل درستی که برای حل بحران های اقتصادی، نژادی و بهداشت عمومی پیشرفته باشد در ایالات متحده وجود ندارد. هریک از کاندیداها که در نوامبر پیروز انتخابات شود با مشکلات عظیم اجتماعی روبرو خواهد شد که حل آنها فراتر از سیستم سرمایه داری موجود است.

برای احزابی غیر از حزب دموکرات ها و جمهوری خواهان، کمبود منابع مالی برای رقابت موثر در رسانه های جمعی، عامل دشواری ها محسوب می شود. در عین حال این احزاب غالباً از رویکردهای خلاقانه در کارزار انتخاباتی بی بهره اند. علاوه بر این، این گروه ها نتوانسته اند ظرفیت های سازمان یافته جدی را توسعه دهند که برای پیش نویس برنامه هایی که منافع آحاد مردم را بیان می کنند، لازم باشد. اغلب این گروه ها در ساخت ابزار موثر سیاسی، جدی نیستند. این گروههای کوچک تمایل دارند که بر شخصیتهای خاصی متمرکز باشند، بنابراین قادر به دستیابی به حوزه های انتخاباتی  فراتر از تماسهای محدود خود نیستند. آنچه مورد نیاز است، یک حزب توده ای است که بتواند طبقه کارگر، مظلومین و ستمدیدگان ملی، زنان، جوانان، کشاورزان، محیط بانان، هنرمندان و روشنفکران را با هدف به دست گرفتن قدرت در جهت منافع خود سازمان دهد.

بسیاری از مردم در ایالات متحده تعمّداً از رای دادن یا درگیر شدن در سیاست ناامید شده اند. هیئت حاکمه، مصرف گرایی و فردگرایی را ترویج می کند. در واقع رهبران دو حزب اصلی سرمایه داری و امپریالیستی نمی خواهند توده های کارگر و تحت ستم، نقش فعالی در تعیین سرنوشت خود داشته باشند. در نتیجه، فقدان آموزش درست سیاسی و کمبود راه برای مشارکت در آن، دهها میلیون نفر را منحرف می کند. بعلاوه، روزهای انتخابات طبق قانون تعطیل نیستند. بسیاری از کارگران نمی توانند مدت زمان کافی مرخصی بگیرند تا در صف رأی دادن بایستند. بنابراین مسلماً مسئله سرکوب رای دهندگان که می تواند بر هزاران سطوح، از جمله سلب صریح لیست های انتخاباتی، موثر باشد، همانطور که در فلوریدا، جورجیا و سایر ایالت ها انجام شده است، همراه با محروم کردن حق ثبت نام برای کسانی که سوابق کیفری دارند، به کارمی رود تا مشارکت را محدود کند. این مسئله ی مشارکت کم رای دهندگان، نتیجه جانبی انتخاب توسط منافع حاکم بر نامزدهایی است که تصویرمطلوبی دربین مردم ندارند. این امر در مورد افرادی مانند ترامپ،  بایدن، هیلاری کلینتون و کامالا هریس نیز به خوبی صدق می کند.

احزاب دموکرات و جمهوری خواه هر دو از دولت اسرائیل بی هیچ قید و بندی حمایت می کنند. این موضع نتیجه مستقیم رابطه این سازمانهای طبقه حکام با امپریالیسم است. اسرائیل مهمترین پایگاه امپریالیستی است که از سال ۱۹۴۸ به لحاظ استراتژیک برای اجرای برنامه امپریالیستی در غرب آسیا و شمال آفریقا گمارده شده است. سالانه میلیاردها دلار آمریکا که توسط مالیات دهندگان پرداخت می شود، به تل آویو واریز می شود. هر نامزدی که از اسرائیل، مجموعه نظامی – صنعتی و نظام سرمایه داری انتقاد کند، بلافاصله توسط رسانه های جمعی، پنتاگون و رهبری احزاب دموکرات و جمهوری خواه مورد حمله قرار می گیرد. اوضاع بد فلسطینیان، که برای آزادی ملی می جنگند، به طورمعمول توسط هر دو حزب طبقه حکام در ایالات متعهد نادیده گرفته می شود. کشورهای همسایه ایالات متحده مانند مصر، سوریه، اردن و سلطنت های عرب  ترغیب می شوند تا در ازای حمایتهای نظامی، اقتصادی و سیاسی از جانب آمریکا و متحدان امپریالیسم آن به “عادی سازی” روابط با تل آو یو بپردازند. سوریه، ایران، مقاومت لبنان، فلسطین و یمن دائماً توسط واشنگتن، تل آویو، لندن، پاریس و همدستان آنها مورد حمله قرارمی گیرند. این بخشی از یک استراتژی گسترده تر برای تضعیف نیروهای انقلابی مستقل در منطقه و تقویت قدرت سیستم امپریالیستی است.

جدیدترین ها

جنگ روسیه – اوکراین و نتایج آن بر جنگ...

مقدمه بیش از یک سال است که از جنگ روسیه و اوکراین میگذرد ، عواقب...

سیاسی | مرجعیت رسانه‌ای در ایران: چیستی، چرایی و...

گزارش مجمع ایرانی دفاع از حقیقت در موضوع "سیاسی"

 ایدئولوژی تضاد ایالات‌متحده در عرصه نظام بین‌الملل

در عرصه سیاست خارجی، تحلیل سیستمی زیر را از سیاست خارجی کشورها ارائه می‏دهم و...

احیای داعش و بحران‌سازی، تلاش مشترک آمریکا و رژیم...

امیر نظامی مقدم؛ دبیر اندیشکده راهبردی مقاومت دانشگاه امام صادق علیه السلام چکیده مجموعه ملاحظات استراتژیکی...

ایران و قفقاز؛ خاک_شیشه_استخوان

پدیدار شناسی سیاست خارجی ایران در منطقه قفقاز از نگاه نظریه رئالیسم تحولاتی که در...

بررسی جایگاه هویت ملی در راهبرد دفاع ‎همه ‎جانبه...

1. امنيت هستي‌شناختي نظريه امنيت هستي‌شناختي در روابط بين‌الملل برگرفته از نظريه وجود انساني آنتوني...

نگاشت های محبوب

نظرات

پاسخ دهید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

4 × 3 =